دژ محاصرهشده (围城، با تلفظ «وِیچِنگ») رمان طنز اجتماعیِ چیان ژونگشو است که نخستینبار در سال ۱۹۴۷ منتشر شد. این اثر امروز یکی از برجستهترین رمانهای ادبیات چین در سده بیستم دانسته میشود و پس از تجدیدچاپهای دهه ۱۹۸۰ و اقتباس تلویزیونی سال ۱۹۹۰، مخاطبان جهانی بیشتری پیدا کرد.
در یک نگاه
- نویسنده: چیان ژونگشو
- زبان و عنوان اصلی: چینی؛ 围城، با تلفظ «وِیچِنگ»
- نخستین انتشار: شانگهای، ۱۹۴۷
- درونمایه اصلی: طنز ازدواج، تحصیل، طبقه متوسط و تنش میان سنت و تجدد
زادگاه و تاریخ شکلگیری اثر
چیان ژونگشو نوشتن این رمان را در سال ۱۹۴۴ آغاز کرد و در سال ۱۹۴۶ به پایان رساند. او کار بر کتاب را زمانی شروع کرد که همراه همسرش، یانگ جیانگ، در شانگهایِ اشغالشده توسط ژاپن زندگی میکرد. به گفته یانگ جیانگ، اجرای موفق چند نمایشنامه از او، چیان را به نوشتن رمانی بلند تشویق کرد.
تجربههای شخصی چیان، هم در خارج از چین و هم در داخل کشور، شخصیتها و پیرنگ رمان را شکل داد. مانند فانگ هونگجیان، شخصیت اصلی داستان، خودِ چیان نیز در میانه دهه ۱۹۳۰ برای تحصیل به اروپا رفته بود. همچنین سفر چیان در سال ۱۹۳۹، از میان روستاهای چینِ درگیر جنگ، برای تدریس در دانشسرای لانتیان در هونان، الهامبخش سفر فانگ به دانشگاه سانلو شد.
عنوان رمان از یک ضربالمثل فرانسوی الهام گرفته است:
ازدواج مانند دژی محاصرهشده است: بیرونیها میخواهند وارد شوند و درونیها بیرون بیایند.
یکی از ویژگیهای رمان، کنایههای تیز و گذرای آن است. برای نمونه، چیان درباره یکی از شخصیتهای زن داستان مینویسد:
دیگران او را «حقیقت» مینامیدند، چون گفتهاند «حقیقت برهنه است»؛ اما خانم بائو کاملاً بیپیرایه نبود، پس نامش را به «حقیقتِ نیمهبرهنه» تغییر دادند.
چیان پس از دهه ۱۹۴۰ رمان دیگری را به پایان نرساند و بیشتر به پژوهش و نوشتن درباره ادبیات کلاسیک چین پرداخت. او رمان دوم خود را با عنوان «بایهه شین» به معنای «قلب نیلوفر» آغاز کرد، اما دستنوشته آن در زمان نقلمکان خانوادهاش به پکن، در سال ۱۹۴۹، گم شد.
تاریخ نشر و محدودیتهای سیاسی
نسخه اصلی رمان در سال ۱۹۴۷ در شانگهای منتشر شد. چاپ دوم در سال ۱۹۴۸ و چاپ سوم در سال ۱۹۴۹ به بازار آمد. پس از پیروزی حکومت کمونیستی، این کتاب تا سال ۱۹۸۰ دوباره در چین سرزمین اصلی چاپ نشد. در همان دوره، در تایوان نیز به دلیل طنز تندش علیه حکومت ملیگرای کومینتانگ ممنوع شد.
با وجود محدودیتهای سیاسی در توزیع داخلی، رمان از دهه ۱۹۶۰ به ترجمه و نشر جهانی رسید و امروز به زبانهایی چون انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی و ژاپنی در دسترس است.
خلاصه داستان
داستان در دهه ۱۹۳۰ میگذرد و ناکامیهای فانگ هونگجیان را دنبال میکند. فانگ پس از تمام شدن پولش در اروپا به چین بازمیگردد. هزینه تحصیلش را دوستی خانوادگی پرداخته، اما او به جای تحصیل جدی، میان دانشگاههای اروپایی سرگردان بوده و در نهایت برای اینکه دستخالی برنگردد، مدرکی جعلی میخرد.
در کشتی «ویکنت دو براژلون»، فانگ با سو ونوان آشنا میشود؛ زنی در اواخر دهه بیست زندگی، زیبا اما لاغر و رنگپریده که به خاطر وسواس در انتخاب هنوز ازدواج نکرده است. در همان سفر، او با خانم بائو، زنی آفتابسوخته و پراندام، رابطهای کوتاه و سطحی برقرار میکند. وقتی کشتی به هنگکنگ میرسد، بائو به آغوش نامزدش، پزشکی میانسال و کممو، بازمیگردد و فانگ میفهمد بازیچه شده است.
فانگ به شانگهای بازمیگردد و به خانوادهاش میپیوندد که از اشغال ژاپن گریختهاند. در آنجا دوباره سو ونوان، دخترعموی او تانگ شیائوفو و خواستگار سو، ژائو شینمی، را میبیند. فانگ دلبسته تانگ میشود، اما سو انتظار دارد او خواستگارش شود؛ ژائو نیز نیت فانگ را اشتباه میفهمد و او را رقیب عشقی خود میپندارد. در نهایت، هیچکدام به مقصود نمیرسند: تانگ شهر را ترک میکند و سو با مرد دیگری ازدواج میکند.
فانگ و ژائو در نهایت پیشنهاد تدریس در دانشگاه سانلو، در منطقهای روستایی، را میپذیرند. ژائو معلمان دیگرِ استخدامشده را گرد هم میآورد تا سفر را گروهی آغاز کنند. این سفر از شانگهای به سمت دانشگاه، فرصتی برای آشکار شدن خودبینیها، ضعفها و تناقضهای روشنفکران کوچکشهری و دانشگاهی است.
در دانشگاه، دوستی فانگ و ژائو عمیقتر میشود و فانگ به سون روژیا، استادیار دانشگاه، علاقهمند میشود. هر سه شخصیت درگیر بازیهای اداری و باندهای استادان میشوند. سرانجام فانگ و ژائو ناچار به ترک دانشگاه میشوند؛ ژائو برای کار دولتی به چنگدو میرود و فانگ با سون روژیا راهی شانگهای میشود و در مسیر با هم ازدواج میکنند.
بخش پایانی کتاب به ازدواج ویرانگر فانگ و سون روژیا میپردازد. خویشاوندان دو خانواده مدام در زندگی آنها دخالت میکنند و هر دو از سوی خانوادههای یکدیگر تحقیر میشوند. آنها چندبار دعوا و آشتی میکنند، اما تنشها فروکش نمیکند. پس از یک مشاجره شدید، سون روژیا برای ماندن نزد خالهاش خانه را ترک میکند و رمان با تصویر فانگ هونگجیان به پایان میرسد که در خانهای خالی، به صدای زنگ ساعت گوش میدهد.
تأثیر و جایگاه ادبی
سی. تی. هسیا، منتقد ادبی، دژ محاصرهشده را «لذتبخشترین و دقیقپرداختهترین رمان ادبیات نوین چین» و شاید «بزرگترین» آن دانسته است.
این رمان با طنز و استعارههایش بازتابی از مسائل چندلایهای است که چین در دوره جمهوری با آن روبهرو بود. برخی اشارههای آن حتی وارد زبان روزمره چینی شدهاند. برای مثال، «دانشگاه کارلتون»، دانشگاه خیالیای که فانگ مدرک جعلی خود را از آن میخرد، امروز در گفتوگوهای چینی به کنایهای برای مدرک خارجی بیاعتبار یا مؤسسه آموزشی نامعتبر تبدیل شده است.
عنوان رمان نیز از همان ضربالمثل فرانسوی، به گزارهای کنایی در چینی تبدیل شده و برای اشاره به موقعیتهایی به کار میرود که در آن، رسیدن به خواسته با از دست دادن آرامش همراه است.
از منظر نقد ادبی، دژ محاصرهشده به بازاندیشی درباره هویت، جایگاه زنان، ازدواج، آموزش و خودبرتربینی طبقه متوسط در دوره جمهوری چین کمک کرد. چیان با وارد کردن نسبیتگرایی فرهنگی و احترام به تنوع، ایده «هماهنگی بدون یکسانسازی» را در گفتوگوی فرهنگی چین و غرب پی گرفت. ارجاعهای میانفرهنگی رمان، پیوندهای ادبی و نظری میان شرق و غرب در تاریخ دانشگاهی چین سده بیستم میسازد و ترجمههای آن، خوانندگان خارجی و داخلی را به فهم پیچیدگیهای اجتماعی چین نزدیکتر میکند.
ترجمهها و نسخههای زبانی
- انگلیسی: ترجمه نیتن کی. مائو و جین کلی در سال ۱۹۷۹؛ نسخه دانشگاه ایندیانا در آوریل ۱۹۸۰ منتشر شد و در سال ۲۰۰۴، نیو دایرکشنز پابلیشینگ آن را با مقدمهای تازه از جاناتان اسپنس تجدید انتشار کرد.
- روسی: ۱۹۷۹
- آلمانی: ۱۹۸۲
- فرانسوی: ۱۹۸۷
- ژاپنی: ۱۹۸۸
برخی پژوهشهای ترجمهشناختی، از جمله نوشتههای لیو دبلیو. اچ، نسخههای انگلیسی را با تکیه بر نظریه سبکشناسی موقعیتی بررسی کردهاند؛ بر این اساس، سه مؤلفه tenor، field و mode میتوانند به ترجمه و ارزیابی عینی آثار ادبی کمک کنند.
چرا دژ محاصرهشده هنوز خواندنی است؟
- طنز آن فقط برای خندیدن نیست؛ آدمها را در موقعیتهایی قرار میدهد که هم خندهدارند و هم تأسفبرانگیز.
- ازدواج را نه بهعنوان پایان خوش داستان، بلکه بهعنوان آغازی پر از سوءتفاهم، فشار خانواده و بازی قدرت روایت میکند.
- تجربه تحصیل در غرب و بازگشت به جامعهای درگیر جنگ و تغییر را با نگاهی انتقادی به تصویر میکشد.