معرفی
فرزندان زمین و آسمان رمانی فانتزی و تاریخی نوشته گای گاوریل کی، نویسنده کانادایی، است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. این کتاب نخستین رمان کی پس از دریافت نشان کانادا بود.
رمان بعدی او، روشناییای از دیرباز، پیشدرآمدی بر فرزندان زمین و آسمان به شمار میرود و خواننده را به لایههایی از گذشته همین جهان داستانی میبرد.
طرح داستان
روایت در همان جهان خیالی موزاییک سارانتین میگذرد، اما این بار پس از افول سارانتین. فرمانروایان کشورهای جادیت، که از یک همهگیری سخت آسیب دیدهاند، نگران رشد امپراتوری عثمانلی هستند؛ قدرتی تازهنفس که سنتهای فرهنگی و دینیاش ممکن است آیینها و نفوذ آنان را تحتالشعاع قرار دهد. همزمان، دوک سرسا میکوشد جایگاه خود را در شبکه شکننده قدرت و تجارت محکمتر کند.
داستان پنج شخصیت اصلی و شمار زیادی شخصیت فرعی را دنبال میکند. دانیکا گرادلک، جنگجوی کماندار، برای انتقام ربوده شدن برادرش نِوِن از سوی عثمانلیها تلاش میکند و سرانجام به دزدان دریایی سِنیان میپیوندد. پِرو ویلانی، هنرمند جوان و جاهطلب، میکوشد توجه لئونورا والری، جاسوسی را که پیشتر از سوی پدرش تبعید شده، به دست آورد. مارین، بازرگان دوبُروا، آنها را در سفری شرقی از میان خطرهایی سیاسی و جانی عبور میدهد.
پِرو برای کشیدن پرترهای به سبک غربی از خلیفه گورچو، مهمترین تهدید عثمانلی، انتخاب میشود. دانیکا و لئونورا در جریان یورش دزدان دریایی با یکدیگر آشنا میشوند و پیوندی میان آنها شکل میگیرد که بیشتر از هر چیز بر پایه بقا و اعتماد در شرایط خطر است.
سِنج کشوری است که در برابر گسترش عثمانلی میایستد و به کسانی که با آنان دادوستد میکنند با تحقیر مینگرد؛ دزدان دریاییاش کشتیهای عثمانلی را غارت میکنند. دوبُروا، در برابر، ملتی تازهپا در عرصه تجارت است که میکوشد با امپراتوری قدرتمند سرسا، که بر دادوستد منطقه چیره است، درگیر نشود. سرسا نیز شبکه گستردهای از جاسوسان را اداره میکند.
پشتصحنه و الهام تاریخی
گای گاوریل کی گفته هنگام پژوهش برای رمانهایش، همزمان با شناخت تاریخ مکانها، با باورها و دانش مردمی آنها نیز آشنا میشود. او در گفتوگویی با مجله کلارکزورلد گفت برای این کتاب، از جمله، آموختن درباره خاستگاه صحافی ونیزی و تاریخ شهر کرواسی دوبُرونیک برایش جذاب بوده است.
این رمان از اروپای سده شانزدهم الهام گرفته؛ سارانتین و سرسا به ترتیب بازتابی خیالی از قسطنطنیه و جمهوری ونیزند. کی در یک پرسش و پاسخ عمومی در انجمن r/Fantasy ردیت گفت نام سرسا را چون پژواکی از «لا سرنیسیما» برگزیده؛ لقبی سنتی برای ونیز در دورهای که آن را جمهوری بسیار آرام مینامیدند.
دوبُروا به دوبُرونیک، سِنج و دزدان دریاییاش به سِنی و اوسکوکها، و پراگ نیز به شهری خیالی در همین جهان نزدیک است. امپراتوری عثمانلی بر پایه امپراتوری عثمانی ساخته شده و دین جادیت نیز با الهام از مسیحیت شکل گرفته است.
درونمایههای اصلی
قدرت داستان در تقاطع زندگیهای شخصی و رویدادهای بزرگ تاریخی است. کی به جای آنکه تاریخ را فقط از بالا روایت کند، آن را از نگاه هنرمندان، جنگجویان، بازرگانان، جاسوسان و کسانی میبیند که بر سر راه امپراتوریها گیر افتادهاند.
- تقابل فرهنگ و دین: نگرانی کشورهای جادیت از عثمانلی، فقط ترس از جنگ نیست؛ ترس از دگرگونی هویت و سنت نیز هست.
- تجارت و سیاست: دوبُروا و سرسا نشان میدهند چگونه دادوستد میتواند هم ابزار بقا باشد و هم میدان رقابت قدرت.
- دوستی در شرایط خطر: پیوند دانیکا و لئونورا نمونهای از همبستگی میان کسانی است که در جهانی ناامن راهی برای زنده ماندن میجویند.
- هنر در خدمت قدرت: انتخاب پِرو برای کشیدن پرتره خلیفه گورچو، هنر را به سیاست و جاسوسی پیوند میدهد.
بازخورد منتقدان
گری کی. وولف در نقدی برای شیکاگو تریبون نوشت بافت تاریخی پرجزئیات کتاب بستری برای شخصیتهای اصلی گیرا و همدلیبرانگیز فراهم میکند و شخصیتهای فرعی آن نیز باورپذیرند؛ شخصیتهایی که داستانهایشان با ظرافت در هم گره میخورند. او در لاکوس نیز شخصیتپردازی رمان را پیچیده و ظریف خواند؛ ویژگیای که به باور او از نشانههای بهترین آثار کی است.
تادیانا جونز در فانتزی لیترچر نوشت کی زندگی چند فرد جذاب را با مهارت در هم میبافد. کیرکوس ریویوز فضای رمان را باشکوه، پژوهششده و خوشترسیم توصیف کرد و حتی تاریخ را قویترین شخصیت کتاب دانست؛ جهانی که به روشنی مدیترانه سده شانزدهم را به یاد میآورد.
دیوید ای. هابز در گلوب اند میل نوشت میتوان خطوط کلی دریای آدریاتیک در سده پانزدهم را در رمان دنبال کرد، اما این خطوط پشت تصاویر زاده خیال کی محو میشوند. جونز نیز جهانپردازی رمان را چشمگیر و آکنده از غنا و پیچیدگی دانست. کی در پایان کتاب فهرستی از منابع غیرداستانی درباره زمینههای تاریخی استفادهشده آورده است.
استفاده کی از عنصر فراطبیعی عامدانه محدود توصیف شده و فانتزی در داستان حضوری ملایم و کمفشار دارد. نیال الکساندر در تور دات کام از کی به عنوان برجستهترین فانتزینویس ادبیات معاصر یاد کرده است.
لذت رمانهای کی، بیش از هر چیز، در خود سفر نهفته است؛ نه در عجله برای رسیدن به مقصد.
با این حال، همه نقدها یکدست نبودند. هابز نثر کی را گاهی مانعی برای روایت دانست؛ به باور او، نویسنده گاهی ویژگیهای شخصیت را مستقیم توضیح میدهد، در حالی که بهتر است همان ویژگی در عمل دیده شود. هابز همچنین برخی ساختارهای جمله را آزاردهنده و یادآور الگوهای رایج در ارباب حلقهها و فانتزیهای معاصر دانست.
بیل کاپوسره در فانتزی لیترچر نوشت این رمان موجی عظیم از تاریخ را در بر میگیرد: برآمدن و فروپاشی شهرها و امپراتوریها، برخورد دین و فرهنگ، و درهمتنیدگی پیچیده سیاست، اقتصاد، قومیت و باور. او افزود کی با کوچککردن رویدادهای حماسی، تاریخ را انسانی و نزدیک میکند. جونز نیز کتاب را خواندنی گیرا دانست؛ حماسی در وسعت، اما صمیمی در نگاه.
ریتم رمان، مانند بسیاری از آثار کی، آرام است. الکساندر در نقد خود میگوید کی نویسندهای نیست که برای مقصد عجله کند؛ لذت رمانهای او بیش از هر چیز در خود سفر نهفته است.
پیوندها و دستهبندیها
پیوند بیرونی: Children of Earth and Sky در وبسایت برایت ویوینگز.
دستهبندیهای موضوعی: رمانهای کانادایی ۲۰۱۶، رمانهای فانتزی ۲۰۱۶، آثار گای گاوریل کی و کتابهای نیو امریکن لایبرری.