تصادف (فیلم ۲۰۰۹)

Accident (2009 film)
📅 2 تیر 1405 📄 801 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

فیلم تصادف محصول ۲۰۰۹ هنگ‌کنگ، داستان گروهی از قاتلان حرفه‌ای را روایت می‌کند که قتل‌های خود را شبیه حوادث عادی جلوه می‌دهند. اما پس از مرگ یکی از اعضا، رهبر گروه به توطئه‌ای مشکوک می‌شود و در مسیر انتقام، در گردابی از بدبینی و اشتباهات گرفتار می‌آید.

معرفی فیلم

فیلم تصادف (Accident) که در ابتدا با نام قاتلان (Assassins) شناخته می‌شد، یک فیلم اکشن و دلهره‌آور محصول سال ۲۰۰۹ هنگ‌کنگ است. چانگ پوی‌سویی کارگردانی این اثر را بر عهده داشته و جانی تو، تهیه‌کننده آن به شمار می‌رود. لوئیس کو و ریچی جن از ستارگان اصلی فیلم هستند. این فیلم در شصت و ششمین دوره جشنواره فیلم ونیز به رقابت پرداخت و سرانجام در ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۹ در سینماهای هنگ‌کنگ اکران شد. انتشار نسخه‌های دی‌وی‌دی و بلوری آن در منطقه ۱ نیز در سال ۲۰۱۲ توسط شرکت Shout! Factory انجام گرفت.

داستان فیلم

در صحنه آغازین، مردی که بعداً مشخص می‌شود یکی از ریش‌سفیدان تریاد است، در ظاهر بر اثر یک تصادف جان می‌بازد. اما خیلی زود مشخص می‌شود که این حادثه، قتلی برنامه‌ریزی‌شده توسط گروهی از قاتلان تحت رهبری فردی به نام «مغز» (لوئیس کو) بوده است. تخصص این تیم، طراحی طرح‌های پیچیده برای قتل است؛ به گونه‌ای که مرگ‌ها کاملاً شبیه حوادث روزمره جلوه کنند. «دایی» (استنلی فونگ)، یکی از اعضای تیم، به اشتباه یک ته‌سیگار در صحنه جرم جا می‌گذارد که مغز آن را پیدا می‌کند. پس از یک بحث و جدل، دایی قول می‌دهد دیگر سیگار نکشد.

مدتی بعد، تیم مأموریتی از سوی پسری دریافت می‌کند که پدرش را به قصد دریافت پول بیمه به قتل برساند. آن‌ها قصد دارند هدف را بر اثر برق‌گرفتگی از بین ببرند، اما اجرای طرح نیازمند بارش باران در زمانی دقیق است. تیم بارها تلاش می‌کند اما به دلیل تأخیر در بارش باران، شکست می‌خورد. در یکی از این تلاش‌ها، دایی دوباره سیگار می‌کشد و علائم بیماری آلزایمر را بروز می‌دهد؛ او فراموش کرده که قول داده سیگار نکشد. با شروع به موقع باران، تیم تصمیم به اجرای طرح می‌گیرد. دایی نقش خود را فراموش می‌کند، اما قتل با موفقیت انجام می‌شود.

پس از این قتل، به‌طور غیرمنتظره‌ای اتوبوسی کنترل خود را از دست می‌دهد و به زور از روی مغز عبور می‌کند. مغز از زیر اتوبوس می‌گریزد، اما اتوبوس با «فتی» (لم سوئت)، عضو دیگر تیم، تصادف می‌کند و او را در دم می‌کشد. مغز وسایل فتی را برمی‌دارد و فتی پیش از مرگ از او می‌پرسد که آیا این واقعاً یک تصادف بود یا نه. مغز با بازگشت به خانه، متوجه حضور پلیس در آپارتمان خود می‌شود که خانه‌اش سرقت شده است.

مغز به شدت بدبین می‌شود و یقین می‌کند که همه‌چیز یک نقشه از پیش تعیین‌شده است. روز بعد، او مشتری (پسر) را تا یک شرکت بیمه تعقیب می‌کند. مغز می‌بیند که پسر با یک نماینده بیمه (ریچی جن) بر سر مسئله‌ای که به نظر پول می‌رسد، بحث می‌کند؛ همین امر باعث می‌شود او به نماینده بیمه مشکوک شود. مغز آپارتمانی در طبقه پایینِ منزل نماینده بیمه اجاره می‌کند و نظارت مخفیانه روی او را آغاز می‌کند.

یکی از روزها، مغز مشتری را تعقیب می‌کند و می‌بیند که «زن» (میشل یه) در یک پارکینگ، پول مأموریت را دریافت می‌کند. در حالی که فقط فتی و مغز باید از این تحویل پول باخبر می‌بودند. زن به مغز توضیح می‌دهد که فتی به او درباره مشتری گفته است، اما مغز که خیانت او را قطعی می‌داند، زن را می‌کشد و پول را برمی‌دارد. پس از خروج از ساختمان، مشتری از طبقه همکف به پایین سقوط کرده و می‌میرد. بدبینی مغز نسبت به نماینده بیمه، که او را در حال صحبت با تلفن و بحث درباره مشتری دیده و شنیده است، بیشتر می‌شود.

مدتی بعد، مغز تماسی از دایی برای کمک دریافت می‌کند، اما دیر می‌رسد و دایی به شدت مجروح شده است؛ ظاهراً از دو طبقه ساختمانی نزدیک صحنه جرم افتاده است. مغز تصمیم به انتقام از نماینده بیمه می‌گیرد و طرحی طراحی می‌کند تا با انعکاس نور خورشید و کور کردن راننده‌ای، نماینده بیمه زیر ماشین رفته و تصادفاً کشته شود.

اما در میانه اجرای طرح، خورشیدگرفتی رخ می‌دهد و نور خورشید را می‌پوشاند. همزمان، مغز تماسی از دایی در بیمارستان دریافت می‌کند؛ دایی فاش می‌کند که مرگ فتی واقعاً یک تصادف بوده است. دایی آن شب به اشتباه کیسه‌ای از توپ‌های اسباب‌بازی را انداخته که باعث از دست رفتن کنترل اتوبوس شده بود.

مغز با درک اشتباه خود و بی‌گناهی نماینده بیمه، می‌دود تا انعکاس نور روی شیشه جلو را بپوشاند. نماینده بیمه، مغزِ در حال دویدن را می‌بیند و می‌شناسد، اما مغز دیر می‌رسد و راننده‌ای که دچار کوری موقت شده، همسر نماینده بیمه را زیر می‌گیرد و می‌کشد.

مدتی بعد، هنگامی که مغز در حال ترک آپارتمان اجاره‌ای است، در راهپله با نماینده بیمه روبرو می‌شود. نماینده بیمه او را می‌زند و از او می‌پرسد که چرا باید به آن‌ها آسیب می‌زد. مغز پیش از مرگ، به آسمان نگاه می‌کند و به همسرش فکر می‌کند.

بازیگران

  • لوئیس کو در نقش هو کوک‌فای (مغز)
  • ریچی جن در نقش چان فونگ‌چو
  • میشل یه در نقش زن
  • لم سوئت در نقش فتی
  • استنلی فونگ در نقش دایی
  • مونیکا موک در نقش همسر مغز

جوایز و نامزدی‌ها

واکنش منتقدان

فیلم با نقدهای متوسط و سردی مواجه شد. پری لام از مجله Muse می‌نویسد:

این فیلم با وفاداری قواعد ژانر را برآورده می‌کند، اما لذت‌های حاشیه‌ای اندکی به مخاطب ارائه می‌دهد.

جمع‌بندی

تصادف فراتر از یک فیلم اکشن معمایی است؛ روایتی از بدبینی و کابوسی که از ذهن خودی قهرمان شکل می‌گیرد. اشتباهی که رهبر گروه را به قتل بیگناهان می‌کشاند، نشان می‌دهد چگونه وسواس و بدبینی، انسان را به ورطه نابودی خودش پرتاب می‌کند.