زمین‌لرزه ۱۹۷۷ بوب–تنگل (گیسک)

1977 Bob–Tangol earthquake
📅 21 خرداد 1405 📄 1,205 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

زمین‌لرزه ۱۹۷۷ بوب–تنگل، در کرمان، صدها کشته و هزاران بی‌خانمان بر جای گذاشت؛ پیش‌لرزه‌ها بخشی از مردم را بیرون از خانه‌ها کشاندند، اما لرزه اصلی همچنان خانه‌های گلی و سنگی را ویران کرد.

درآمد

زمین‌لرزه ۱۹۷۷ بوب–تنگل، که با نام زمین‌لرزه گیسک هم شناخته می‌شود، در ۲۰ دسامبر ۱۹۷۷، ساعت ۰۳:۰۴ به وقت ایران (۱۹ دسامبر، ساعت ۲۳:۳۴ به وقت هماهنگ جهانی) استان کرمان را لرزاند. این رویداد خانه‌ها را ویران کرد و هزاران نفر را بی‌خانمان ساخت.

بزرای زمین‌لرزه ۵.۹ گزارش شد و شدت آن بر پایه خسارت‌ها، در بیشترین حالت VII در مقیاس مرکالی اصلاح‌شده، یعنی «بسیار شدید»، برآورد شد. شمار جان‌باختگان بین ۵۸۴ تا ۶۶۵ نفر و شمار مجروحان حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر تخمین زده شد.

تلفات این زمین‌لرزه در مقایسه با گستردگی ویرانی، «متوسط» ارزیابی شد؛ زیرا منطقه آسیب‌دیده کم‌جمعیت بود و پیش‌لرزه‌های ماه قبل، بسیاری از ساکنان را نسبت به خطر لرزه‌ای بزرگ‌تر هوشیار کرده بود. با این حال، درست پیش از لرزه اصلی پیش‌لرزه‌ای حس نشد و بسیاری از مردم هنوز در خانه‌های سنگی و گلی خود بودند.

  • مکان: استان کرمان، ایران
  • زمان: ۲۰ دسامبر ۱۹۷۷، ساعت ۰۳:۰۴ به وقت ایران
  • بزرای گزارش‌شده: ۵.۹
  • شدت بیشینه: VII در مقیاس مرکالی اصلاح‌شده
  • پیامد انسانی: ۵۸۴ تا ۶۶۵ کشته و ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مجروح
  • ژرفای کانونی: در داده‌های در دسترس، با عدد مشخص نیامده است

نکته مهم این رویداد آن است که پیش‌لرزه‌ها، با وجود آسیب‌هایی که به بار آوردند، احتمالاً بخشی از مردم را از خانه‌ها بیرون کشاندند و از مرگ‌ومیر بیشتر جلوگیری کردند.

زمین‌ساخت منطقه

فلات ایران، چون میان صفحه عربستان و صفحه اوراسیا گیر افتاده، پهنه‌ای گسترده از پوسته قاره‌ای دگرشکل‌شده است. صفحه عربستان در جنوب‌شرقی فلات قرار دارد و در شمال‌شرقی با صفحه اوراسیا همگرایی مایل دارد.

دگرشکل‌شدن پوسته در این منطقه به‌صورت یکنواخت پخش نشده است. کمربندهای چین‌خورده و راندگی زاگرس، البرز و کپه‌داغ، فرورانش سنگ‌کره اقیانوسی در گودال مکران، و گسلش امتدادلغز و معکوس درون فلات، هرکدام بخشی از این تغییرشکل را می‌پذیرند.

خود فلات ایران به بلوک‌های صلب زمین‌ساختی تقسیم می‌شود. این بلوک‌ها نسبتاً بی‌لرزه‌اند، اما مرزهایشان لرزه‌خیزی بالایی دارد.

گسل کوه بنان و توالی لرزه‌ای

کرانه شمال‌شرقی دشت زرند با جبهه‌ای کوهستانی و با روند شمال‌غرب–جنوب‌شرقی به‌روشنی مشخص می‌شود. گسل کوه بنان نیز در همین امتداد قرار دارد؛ گسلی تند با شیب به خاور، از نوع راندگی، که جهت اصلی آن شمال‌غرب–جنوب‌شرقی است.

این گسل سنگ‌های اواخر پرکامبرین و پالئوزوئیک زیرین را بر روی آبرفت‌های جوان کواترنری بالا رانده است. در اوایل کواترنری، راندگی فعال در این گسل دیده می‌شد. سمت خاوری گسل کوه بنان، جبهه کوهستانی را تشکیل می‌دهد که احتمالاً نتیجه همین بالاآمدگی است.

گسل کوه بنان بخشی از سامانه‌ای از گسل‌های راست‌گرد با امتداد شمال–جنوب تا شمال‌غرب–جنوب‌شرقی است. این گسل‌ها مقدار اندکی از تغییرشکل راست‌گرد سالانه را میان ایران مرکزی و دشت لوت جذب می‌کنند.

فعالیت لرزه‌ای نخستین بار در ۱۷ سپتامبر در امتداد گسل کوه بنان شناسایی شد، زمانی که زمین‌لرزه‌ای قوی منطقه را لرزاند. دو لرزش دیگر در ۱۵ اکتبر و ۷ نوامبر احساس شد. پیش‌لرزه ۹ نوامبر به چند روستا آسیب زد و دو لرزش دیگر به‌ترتیب در ۱۰ و ۱۳ نوامبر رخ داد.

  1. از ۱۳ نوامبر تا روز لرزه اصلی هیچ لرزشی حس نشد.
  2. با رخ دادن لرزه اصلی، کانون فعالیت‌ها به سمت جنوب جابه‌جا شد.
  3. پیش‌لرزه ۹ نوامبر ممکن است تنش را در ناحیه لرزه اصلی افزایش داده باشد.
  4. پس‌لرزه‌ها تا ۲ آوریل ۱۹۷۸ ادامه داشتند.
  5. پس‌لرزه‌هایی که در چهار ماه نخست رخ دادند، فقط به بخش بوب–تنگل گسل کوه بنان محدود بودند.
  6. پس‌لرزه قوی ۲۴ دسامبر ساکنان را ترساند و خسارت تازه ایجاد کرد.
  7. پنج ماه بعد، لرزه‌خیزی روی گسل کوه بنان به سمت شمال‌غرب و تا بهاباد پیش رفت؛ در ۲۴ مه ۱۹۷۸ زمین‌لرزه‌ای آسیب‌زا در آنجا رخ داد.

سازوکار کانونی

در این رویداد، سازوکار کانونی امتدادلغز بود، در حالی که ساختار زمین‌ساختی اصلی از نوع راندگی ارزیابی می‌شد. لرزه اصلی با گسلش امتدادلغز راست‌گرد در بخش بوب–تنگل گسل کوه بنان همراه بود.

تحلیل سازوکار کانونی مؤلفه راندگی اندکی را نشان داد، اما در بررسی‌های میدانی نشانه‌ای از آن دیده نشد. در گستره گسیختگی جابه‌جایی عمودی چشمگیری گزارش نشد. گسیختگی سطحی و بیشینه لغزش اندازه‌گیری شد، اما مقدار عددی آن در داده‌های در دسترس نیامده است.

این سازوکار امتدادلغز غیرمعمول است، زیرا با نوع گسلش مرتبط با گسل راندگی عامل تفاوت دارد و نشان می‌دهد که بردار لغزش در گذر زمان تغییر کرده است. بررسی‌های پیشین از این گسل پیش از زمین‌لرزه هیچ حرکت امتدادلغزی نشان نمی‌داد.

شدت لرزش و الگوی خسارت

اثرات مخرب زمین‌لرزه به ناحیه‌ای نسبتاً محدود با بیشترین لرزش محدود شد. سازه‌ها در محدوده آسیب‌دیده در وضعیتی بسیار ناامن و فرسوده باقی ماندند. در ناحیه بیشینه لرزش، لرزشی با بسامد بالا و دامنه کم برآورد شد.

این لرزش برای جابه‌جایی آشکار اشیاء روی زمین کافی نبود. شدت مرکالی VII در دارتنگل، گیسک و سربغ برآورد شد؛ این سه نقطه در نواری در امتداد گسیختگی قرار داشتند که بیشترین آسیب را دید.

خانه‌های خشتی روی سنگ بستر نزدیک گسیختگی آسیب دیدند، اما فرو نریختند. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد حرکت زمین بسیار شدید، اما کوتاه‌مدت بوده است. اگر این لرزش طولانی‌تر می‌شد، این ساختمان‌های تضعیف‌شده احتمالاً فرو می‌ریختند.

در جنوب‌شرقی دشت زرند، خانه‌هایی با ساختی مشابه کاملاً با خاک یکسان شدند. این الگوی خسارت احتمالاً به تفاوت جنس زمین یا کیفیت ساخت مربوط بود.

پیامدهای انسانی و خسارت‌ها

شمار جان‌باختگان بین ۵۸۴ تا ۶۶۵ نفر و شمار مجروحان تا ۱۰۰۰ نفر برآورد شد. این رقم در مقایسه با ویرانی گسترده، «متوسط» خوانده شد، زیرا لرزه اصلی بیشتر منطقه‌ای کم‌جمعیت را درگیر کرد.

پیش‌لرزه ۹ نوامبر خانه‌های دهزو را آسیب‌دیده و تضعیف کرده بود. هیچ فعالیت لرزه‌ای هشداردهنده‌ای درست پیش از لرزه اصلی رخ نداد و بسیاری از مردم، هنگام وقوع زلزله، در خانه‌های سنگی یا گلی خود خواب بودند.

شهر زرند و چهار آبادی نزدیک به‌شدت آسیب دیدند و هزاران نفر بی‌خانمان شدند. این سومین زمین‌لرزه ویرانگر ایران در آن سال بود؛ زمین‌لرزه مارس ۱۶۷ کشته و زمین‌لرزه آوریل ۳۵۲ قربانی بر جای گذاشته بود.

بسیاری از خانه‌ها در جامعه‌های آسیب‌دیده دوطبقه بودند و سقف‌های طاقی داشتند. خانه‌های سالمِ اندک نیز به‌ندرت قابل تعمیر بودند. در گیسک، روستایی با حدود ۲۰۰۰ ساکن، تقریباً همه چیز با خاک یکسان شد. دیوارهای ضخیم بنایی در اثر جابه‌جایی جانبی از هم باز شدند و سقف‌ها فروریختند. حداقل ۱۷۵ نفر در گیسک جان باختند.

در دارتنگل، روستایی با ۴۰۰ خانواده، بسیاری از خانه‌ها ویران و ۳۸۲ نفر کشته شدند. در سربغ، ۹۰ نفر از ۲۰۰ ساکن جان باختند. تقریباً همه خانه‌های روستا یا تخت شد یا به حدی آسیب دید که بازسازی آن‌ها ممکن نبود. لرزش آن‌قدر شدید بود که بسیاری از مردم به زمین پرتاب شدند.

در زرند، ۱۶ نفر کشته یا به‌شدت مجروح شدند. حدود ۲۵۰ خانه آسیب جدی و حدود ۹۰۰ خانه دیگر آسیب جزئی دیدند. زیرساخت‌های مدرن عمدتاً سالم ماندند و خسارت به سازه‌هایی مانند نیروگاه نزدیک، بیشتر غیرسازه‌ای و سطحی بود.

در آقایی، ۱۲ خانه ویران و دو نفر جان باختند. در دهزویه، تقریباً همه ۴۵ خانه آسیب دیدند و فرو ریختن برخی سقف‌ها یک مرگ دیگر بر جای گذاشت.

پس از فاجعه

سخنگوی جمعیت شیر و خورشید سرخ، سازمان امدادی آن زمان، گفت در روستاهای بوب–تنگل، گیسک و سربغ تلفات زیادی رخ داده است؛ جمعیت این روستاها در مجموع حدود ۵۰۰۰ نفر بود. بسیاری از بازماندگان به آب آشامیدنی دسترسی نداشتند و سرمای هوا شرایط را سخت‌تر کرده بود.

پیش‌بینی هوای مرطوب و بارانی برای روزهای بعد، عملیات نجات را دشوارتر می‌کرد. در گزارش‌های اولیه آمار کشته‌ها یکسان نبود: جمعیت شیر و خورشید سرخ از یافت شدن ۸۰ پیکر خبر داد، اما مقامات دولتی با استناد به نجات‌گران شمار کشته‌ها را ۳۴۳ نفر اعلام کردند.

نجات‌گران هشدار دادند که با بررسی روستاهای هموارشده، احتمال افزایش شمار جان‌باختگان وجود دارد. نیروهای مسلح برای کمک به عملیات نجات فراخوانده شدند. سربازان و نجات‌گران با چراغ‌های نفتی در شب در میان آوار جست‌وجو کردند.

بی‌خانمان‌ها در اردوگاه‌های موقت اسکان داده شدند. نیروی هوایی پزشکان، تجهیزات پزشکی، غذا و چادر منتقل کرد و تعداد زیادی هلیکوپتر از پایگاهی در اصفهان اعزام شدند. زخمی‌ها با قطار و هلیکوپتر برای درمان به کرمان و زرند منتقل شدند. وقتی ظرفیت بیمارستان‌ها تکمیل شد، ساکنان شهرها بازماندگان را به خانه‌های خود بردند.

همچنین بخوانید

  • فهرست زمین‌لرزه‌های سال ۱۹۷۷
  • فهرست زمین‌لرزه‌های ایران

جمع‌بندی

این زمین‌لرزه نشان داد که حتی رویدادهایی با بزرای متوسط، اگر در منطقه‌ای با خانه‌های سنتی و آسیب‌پذیر رخ دهند، می‌توانند فاجعه‌آفرین باشند. پیش‌لرزه‌ها از تلفات کاستند، اما نبود هشدار فوری پیش از لرزه اصلی و کیفیت پایین سازه‌ها، خسارت را سنگین کرد.