24 مقاله — صفحه 2 از 2
گونار اس. گوندِرسِن (۱۹۲۱-۱۹۸۳) نقاش مدرن نروژی و از چهرههای برجسته هنر پس از جنگ جهانی دوم در نروژ بود. او که در فورده متولد شد، تحت تأثیر هنرمندان اروپایی مانند ریچارد مورتنسن و ویکتور وازارلی، سبک انتزاعی را دنبال کرد. گوندِرسِن به عنوان یکی از پیشگامان هنر انتزاعی نروژ شناخته میشود و آثارش الهامبخش نسلهای بعدی هنرمندان بوده است.
دوروتی مورنگ (۱۹۰۶-۱۹۹۴)، نقاش و پاستلکار آمریکایی، عضو فعال جامعه هنری سانتافه بود. او که ابتدا در موسیقی تحصیل کرد، پس از مهاجرت به نیومکزیکو به نقاشی روی آورد. آثار انتزاعی او در گالریهای معتبر از جمله گوگنهایم به نمایش درآمد. مورنگ همچنین به عنوان کیوریتور در موزه هنر نیومکزیکو فعالیت داشت و گروه نمایش هنرمندان زن سانتافه را بنیان گذاشت.
بئاتریس ماندلمن (۱۹۱۲-۱۹۹۸)، هنرمند انتزاعی آمریکایی، با گروه «مدرنیستهای تائوس» شناخته میشود. او که در نیوآرک متولد شد، تحت تأثیر ارزشهای عدالت اجتماعی و عشق به هنر والدین مهاجرش پرورش یافت. ماندلمن پس از تحصیل در نیویورک و همکاری با پروژه هنری فدرال، در ۳۲ سالگی به همراه همسرش به تائوس نیومکزیکو مهاجرت کرد. آثار او شامل نقاشی، چاپ و کلاژ است که تحت تأثیر مناظر و فرهنگ نیومکزیکو، به سمت رنگهای درخشانتر و فرمهای هندسی گرایش یافت.
تیموفی بویچوک (۱۸۹۶-۱۹۲۲) نقاش اوکراینی و برادر کوچکتر میخایلو بویچوک بود. او با استعداد ذاتی در نقاشی، بهعنوان دستیار برادرش در مرمت آثار هنری فعالیت کرد. آثار او تحت تأثیر هنر بیزانسی و فولکلور اوکراینی، بهویژه پرترهها و پوسترهای سیاسی، شهرت یافتند. مرگ زودهنگام او در ۲۶ سالگی، مانع از تأثیر بیشترش بر جامعه هنری شد.
رابرت ویکری (۱۹۲۶-۲۰۱۱)، هنرمند و نویسنده آمریکایی، بهخاطر آثار سوررئال و تکنیک باستانی تخممرغی (تمپرا) شهرت داشت. آثار او سایههای غروب، دوچرخهها، و کودکان بازیکن را به تصویر میکشند. او از خانوادهای اصیل نیویورک بود و در دانشگاههای معتبر ییل و وسلیان تحصیل کرد.
لوری وارنر (۱۹۰۰-۱۹۸۳)، نقاش کانادایی و از پیشگامان مدرنیسم در کنار کتلین مان و برترام بروکر بود. او تحت تأثیر گروه هفت و آرتور لیسمیر، سبک خود را در نقاشی مناظر تزئینی و استفاده از رنگهای قوی شکل داد. وارنر در اروپا تحصیل کرد و پس از بازگشت به کانادا، به عنوان یکی از přispندگان نمایشگاه ۱۹۲۶ گروه هفت شناخته شد.
فرانک اِیوری ویلسون (۱۹۱۴-۲۰۰۹) هنرمند، نویسنده و گیاهخوار بریتانیایی بود که به عنوان یکی از پیشگامان استفاده از تکنیکهای تاشیسم (نقاشی اکشن) در بریتانیا شناخته میشود. او تحت تأثیر اکسپرسیونیسم انتزاعی آمریکا و تاشیسم فرانسه، آثار پویایی در دوره پس از جنگ خلق کرد. ویلسون همچنین نویسنده کتابهایی در زمینه هنر، فلسفه و گیاهخواری بود.
اببا نینا بک کارستنسن (۱۸۸۵-۱۹۶۷) نقاش دانمارکی بود که از سبک امپرسیونیسم به کوبیسم گرایش یافت. او تحت تأثیر نقاشان دانمارکی العائد از پاریس، سبکی منضبطتر را در آثارش دنبال کرد. کارستنسن عضو گروه هنری «دسامبریستها» بود و جوایز معتبری مانند مدال اکرسبرگ و توروالدسن را دریافت کرد.
سوارکار آبی (Der Blaue Reiter) جنبشی هنری به رهبری واسیلی کاندینسکی و فرانتس مارک بود که در سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ در آلمان فعال بود. این گروه با تمرکز بر بیان حقایق معنوی از طریق هنر، نمایشگاهها و انتشاراتی را سازماندهی کرد که تأثیر عمیقی بر هنر مدرن قرن بیستم گذاشت. با وجود عمر کوتاه، این جنبش به دلیل رویکردهای نوآورانه و ارتباط با موسیقی و رنگ، جایگاه ویژهای در تاریخ هنر دارد.
آیاسمو (Eaismo) جنبش هنری پیشرو قرن بیستم در ایتالیاست که در ۱۹۴۸ توسط نقاش ولتولینو فونتانی پایهگذاری شد. این جریان با نگاهی بدبینانه به وعدههای انقلابی انرژی اتمی، تاریک و روشن عصر اتم را در هنر بازتاب داد.
ماکس کروتز (۱۸۷۶-۱۹۳۲) مورخ هنر آلمانی و کیوریتور موزههای cologne و krefeld بود. او در نمایشگاههای مهمی چون Deutscher Werkbundausstellung نقش داشت و مجموعههای ارزشمندی از هنر مدرن، از جمله آثار باوهاوس را گردآوری کرد.
موزه هنر تارو اوکاموتو در کانagawa ژاپن، گنجینهای از آثار این هنرمند برجسته و والدینش است. این موزه که در سال ۱۹۹۹ افتتاح شد، معماری و مجموعهای چشمنواز را به نمایش میگذارد.