معناشناسی پایهای در برنامهنویسی منطقی
در علم رایانه، معناشناسی پایهای روشی برای تعریف معنا در برنامهنویسی منطقی است. این روش به رایانه کمک میکند تا از مجموعهای از قواعد منطقی، نتایج درست استنتاج کند. در برنامهنویسی منطقی، رایانه مجموعهای از حقایق و قواعد استنتاجی را دریافت میکند و معناشناسی پایهای، روشی برای تعریف دقیق معنا در چنین برنامههایی است.
تاریخچه
معناشناسی پایهای در سال ۱۹۹۱ توسط ون گلدر و همکارانش تعریف شد.
منطق سهارزشی
این معناشناسی را میتوان نسخهای سهارزشی از معناشناسی مدل پایدار در نظر گرفت. به جای اختصاص دادن تنها مقادیر درست یا نادرست به گزارهها، مقداری برای نشان دادن عدم آگاهی اضافه میکند.
برای مثال، اگر نمونه A پروانه است در صورتی که در روز پرواز نکند، اما پرواز کردن یا نکردن آن در روز ناشناخته باشد، معناشناسی پایهای مقدار نامعلوم را به گزاره «نمونه A پروانه است» اختصاص میدهد.
کاربردها
معناشناسی پایهای روشی برای استنتاج ایمن در حضور دادههای متناقض، مانند دادههای پرسروصدا یا نظرات متفاوت کارشناسان، است. بسیاری از معناشناسیهای دوارزشی چنین شرایطی را غیرقابل کار میدانند، اما معناشناسی پایهای با دور زدن تضادها، حداکثر حقایق دوارزشی را استخراج میکند، حتی اگر برخی نتایج ناشناخته باقی بمانند.
پیچیدگی
سریعترین الگوریتم شناختهشده برای محاسبه معناشناسی پایهای، پیچیدگی زمانی مربعی دارد.