خلاصه
داستان درباره گون نیدل، دختری چهاردهمساله در خلیج سانفرانسیسکو است که از زندگی روزمره خسته شده و به دزد دریایی قرن بیستویکمی فکر میکند. او با مکس و دنی گروهی تشکیل میدهد تا قایق بربایند و به دریا بزنند؛ در کنار آن، پدرش فیل با بحران میانسالی روبهروست. دو خط داستانی به هم میپیوندد و آزادی، هویت و روابط خانوادگی را به چالش میکشند.
پیوند میان جوانی و خانواده
روایت بر جاهطلبیهای جوانان متمرکز است و در عین حال به روابط پدر و فرزند و چگونگی سازگاری با تغییرات زندگی میپردازد.
تمها
این رمان به موضوعاتی چون آزادی، مسئولیت، هویت و تعادل بین رویاپردازی و واقعیت میپردازد و از طنز و موقعیتهای دشوار برای بیان آنها استفاده میکند.