ترویکا (گروه اروپایی)

Troika (European group)
📅 5 اسفند 1404 📄 1,757 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ترویکا به گروه سه‌گانه متشکل از کمیسیون اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین‌المللی پول اشاره دارد که پس از بحران بدهی اروپا برای مدیریت نجات مالی قبرص، یونان، ایرلند و پرتغال تشکیل شد. این گروه برنامه‌های تنظیم اقتصادی با شرایط سخت مالیاتی اعمال کرد و با انتقادات زیادی از جمله فقدان مشروعیت قانونی و تأثیر منفی بر اقتصاد و جامعه مواجه شد.

ترویکا (گروه اروپایی)

ترویکا اصطلاحی است که به گروه تصمیم‌گیری واحد متشکل از سه نهاد، کمیسیون اروپا (EC)، بانک مرکزی اروپا (ECB) و صندوق بین‌المللی پول (IMF) اشاره دارد. این گروه پس از بحران بدهی اروپا به عنوان یک مرجع ویژه (ad hoc) تشکیل شد تا مسئولیت مدیریت نجات‌های مالی قبرص، یونان، ایرلند و پرتغال را بر عهده بگیرد؛ کشورهایی که در پی بحران مالی جهانی ۲۰۰۷–۲۰۰۸ با خطر ورشکستگی مواجه شده بودند.

قبلاً، «ترویکا» به عنوان عنوان یک سه‌نفره (triumvirate) که اتحادیه اروپا را در روابط خارجی، به ویژه در سیاست خارجی و امنیت مشترک (CFSP) نمایندگی می‌کرد، استفاده می‌شد. این کار تا تصویب معاهده لشبورگ در سال ۲۰۰۹ ادامه داشت.

پیشینه ترویکای نجات مالی بحران

نقش ترویکا

اصطلاح ترویکا به طور گسترده در یونان، قبرص، ایرلند، پرتغال و اسپانیا برای اشاره به کنسرسیوم کمیسیون اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین‌المللی پول به کار رفته است که از سال ۲۰۱۰ نجات مالی به این کشورها ارائه داد و در عوض، اقدامات مالی و سیاست‌های دولتی را که این نهادها می‌خواستند اجرا شوند، تعیین کردند. اسلوونی در سال ۲۰۱۳ با وام ۱.۵ میلیارد یورویی از PIMCO، به طور تقریباً از مداخله ترویکا جلوگیری کرد. این نهادها نفوذ گسترده‌ای داشتند و با گذشت زمان قدرت خود را افزایش دادند. آنها یک برنامه سخت austerity برای تعدیل اقدامات مالی یونان اجرا کردند. تأثیر سیاسی austerity تحمیل‌شده بر کشورهای حاشیه اتحادیه اروپا که با بدهی قابل توجهی مواجه بودند، منجر به «جابجایی اقتصادی و اجتماعی غالب» شد.

برنامه‌های تنظیم اقتصادی

ریشه ترویکای اروپایی را می‌توان به بسته وام یونان در می ۲۰۱۰ و صندوق پایداری مالی اروپا (EFSF) باز کرد. کار سه عضو متمایز بود: IMF وام‌ها برای یونان را هم‌مالی کرد، ECB بر نظام بانکی تمرکز کرد و کمیسیون با IMF بر اصلاحات اقتصادی کار کرد. راه‌حل ترویکا پس از معاهده لشبورگ، جنجال‌هایی را در حل بحران یورو ایجاد کرد، جایی که نهادهای اروپایی دموکراتیک‌تر شدند و احساس سلطه مکانیسم ترویکا تقویت شد. در این دوره، آلمان نیز نقش غالب داشت و قدرت خود را برای تعادل منافع ملی و اروپایی به کار گرفت. استراتژی اروپایی با هدف کاهش کسری بودجه یونان از ۱۵٪ به ۵٪ اجرا شد. در ۲۰۱۵، تولید ناخالص داخلی یونان نسبت به ۲۰۰۹ رکنداشت و وام‌ها برای تحقق اهداف مالی تعیین‌شده توسط ترویکا کافی نبودند؛ ۹۰٪ مبلغ پرداختی به صورت سود پرداخت می‌شد.

برای قبرص، یونان (سه بار)، ایرلند و پرتغال، کمیسیون اروپا، ECB و IMF با دولت‌های مربوطه در یک برنامه کمک مالی سه‌ساله به صورت Memorandum of Understanding توافق کردند که شرط آن اعمال اقدامات austerity گسترده برای کاهش هزینه‌های دولت بود.

  • برنامه تنظیم اقتصادی برای قبرص
  • اولین برنامه تنظیم اقتصادی برای یونان
  • دومین برنامه تنظیم اقتصادی برای یونان
  • برنامه تنظیم اقتصادی برای ایرلند
  • برنامه تنظیم اقتصادی برای پرتغال

تحول

حمایت از مزایای اجتماعی و دستمزدها نتوانست بحران را مدیریت کند. با وضعیت اجتماعی رو به کاهش و تولید داخلی ضعیف، بدهی یونان رشد کرد و از نرخ تولید ناخالص داخلی پیشی گرفت. برای کشورهای بستانکار، یکی از مهم‌ترین و کارآمدترین شرایط برای نجات، آزادسازی بازار محصول و کار در یونان بود. اگرچه این طرح‌ها برای ایجاد اقتصاد قوی‌تر در یونان و دستیابی به عملکرد معینی طراحی شده بودند، اما در کوتاه‌مدت مؤثر نبودند. این مورد نشان داد که این اصلاحات در بافت austerity مالیاتی می‌توانند اثرات منفی داشته و در کوتاه‌مدت بهبودی ایجاد نکنند.

نهادهای درگیر

اصطلاح «ترویکا» ریشه در کلمه روسی برای یک درشکه سه‌اسب دارد، اما همچنین برای توصیف یک اتحاد غیررسمی بین سه بازیگر استفاده می‌شود. در بافت بحران یورو، «ترویکا» به همکاری سه بازیگر: کمیسیون اروپا، بانک مرکزی اروپا (ECB) و صندوق بین‌المللی پول (IMF) اشاره دارد.

ترویکا شرایطی را تعیین کرد که تحت آن کمک مالی یا وعده کمک به کشورهای اروپایی در مشکلات مالی تأیید می‌شد. وقتی سه سازمان کمک ارائه کردند، اقدامات لازم و اصلاحات را در قالب یک Memorandum of Understanding بین ترویکا و دولت‌های عضو مرتبط تحمیل کردند.

مشروعیت قانونی اقدامات کمیسیون و ECB قابل بحث است. ایجاد این مکانیسم ناشی از یک شکاف سیاسی و حقوقی در معاهده ماستریخت بود. ماده ۱۲۵ TFUE همراه با ماده ۱۲۳ TFUE از حمایت کشورهای یورو با مشکلات مالی توسط ذینفعان دیگر مانند بانک مرکزی اروپا، نهادهای اتحادیه اروپا یا سایر کشورهای یورو در اتحادیه پولی جلوگیری می‌کند. بنابراین، اختیارات ترویکا ریشه در بیانیه‌ای داشت که توسط رؤسای دولت و دولت‌های عضو اتحادیه اروپا برای ایجاد یک برنامه مشترک و ارائه وام‌های دوطرفه مشروط به یونان گرفته شد. ترویکا خارج از محدوده قانون اروپا قرار دارد.

ترویکا می‌تواند به عنوان یک کارگروه در حال مذاکره برنامه‌های کمک مالی با کشورهای بدهکار یورو در نظر گرفته شود. علاوه بر این، آن نیز سطح اجرای برنامه را ارزیابی می‌کند. کمک مالی خود توسط مکانیسم‌های خاصی مانند صندوق پایداری مالی اروپا (EFSF)، مکانیسم پایداری مالی اروپا (EFSM) و مکانیسم پایداری اروپا (ESM) ارائه می‌شود. این برنامه‌های مالی خارج از معاهدات اروپا و بنابراین خارج از صلاحیت قانون اتحادیه اروپا به پایان می‌رسند. با این حال، تمام نهادهای اتحادیه اروپا باید حتی در حین عمل خارج از معاهدات، مطابق با حاکمیت قانون عمل کنند.

صندوق بین‌المللی پول

نقش صندوق بین‌المللی پول (IMF) به عنوان عضو ترویکا در آن زمان واضح نبود. اولاً، این سازمان یک «بیرونی» است؛ نهاد اتحادیه اروپایی نیست. دوماً، استناد به کمک IMF پذیرش شکست یورو و آسیب به اعتماد به یورو محسوب می‌شد. در ماه‌های پیش از بحران یورو، IMF قبلاً نگران بود که کشورهای حاشیه اروپا از طریق معاملات بانک‌های تجاری خود، تهدیدی برای بازارهای مالی بزرگ دیگر در اروپا خواهند بود. وقتی اولین اثرات بحران در یونان ظاهر شد، IMF فاصله گرفته شد. اتحادیه اروپا آن را یک موضوع داخلی می‌دید و می‌خواست داخلی حل کند. در نهایت، IMF به هر حال وارد شد. به عنوان یک سازمان بی‌طرف و قابل اعتماد با تخصص عظیم در کمک به کشورهای با بدهی زیاد شناخته می‌شد. IMF همراه با وزرای مالی، در تصمیم‌گیری‌های مربوط به برنامه‌های مالی مسئول بود.

کمیسیون اروپا

نقش کمیسیون اروپا در ترویکای اروپایی، مشارکت در مذاکرات ترویکا و نظارت دوره‌ای به نمایندگی از کشورهای عضو یورویی که وام‌ها را به کشورهای یورویی نیازمند مالی ارائه داده‌اند، است. این کار نگرانی‌هایی را در مورد عملکرد «مستقل» کمیسیون اروپا در چارچوب سیاسی اتحادیه اروپا برمی‌انگیزد. بر اساس ماده ۱۷ معاهده اتحادیه اروپا، «کمیسیون باید در انجام مسئولیت‌هایش کاملاً مستقل عمل کند و از هر اقدامی که با وظایف یا انجام کارهایشان ناسازگار باشد، خودداری کند.»

این واقعیت که کمیسیون در برنامه‌های کمک مالی به نمایندگی از کشورهای عضو عمل می‌کند، فاصله زیادی با نقش سیاسی آن دارد. این پرسش باقی می‌ماند که کمیسیون چگونه می‌تواند وظیفه خود در اتحادیه اروپا و در ترویکا را با هم سازگار کند. با عمل به نمایندگی از برخی کشورهای عضو، کمیسیون از موقعیت مستقل خود فاصله می‌گیرد.

بانک مرکزی اروپا

به طور رسمی، بانک مرکزی اروپا (ECB) در تصمیم‌گیری برنامه شرکت نمی‌کند؛ این تصمیم‌ها توسط IMF و وزرای مالی کشورهای عضو گرفته می‌شود. نقش ECB را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد: جنبه اول، نقش مداخلات کلامی خطاب به کشورهای عضو در بحران و بازارهای مالی است. نقش دوم، زمانی است که ECB سیاست وثیقه‌ای را تغییر می‌دهد و ایجاد نقدینگی گسترده در میانه‌مدت را تشویق می‌کند تا بازارها در اوراق قرضه دولت با سود بالاتر سرمایه‌گذاری کنند. نقش سوم و بحث‌برانگیزترین، زمانی است که ECB برنامه بازار اوراق (Securities Market Programme) را راه‌اندازی می‌کند، نوعی برنامه شکل‌دهنده که هدف آن تنظیم مالی و اصلاحات ساختاری در سیاست مالی کشورهای عضو فردی است. ECB همچنین مشاوره و تخصص در طیف وسیعی از مسائل مرتبط با سیاست پولی و ثبات مالی کشورهای یورو ارائه می‌دهد.

انتقادات از ترویکا

پیامدهای تصمیم‌گیری‌های ترویکای اروپایی منجر به انتقادات زیادی هم در نهادهای اروپایی و هم در سطح ملی شد. پارلمان اروپا از مذاکرات خارج شد و بنابراین تصمیم گرفت یک کمیته تحقیق ویژه تحت رهبری اوتومار کاراس، عضو پارلمان اروپای اتریشی-محافظ‌کار، تشکیل دهد تا سطح پاسخگویی ترویکا را تحلیل کند. بر اساس یافته‌های کمیته، توزیع مسئولیت‌ها در اعضای ترویکا کاملاً ناهماهنگ بود. علاوه بر این، مأموریت‌های متفاوت همراه با ساختارهای مذاکره و تصمیم‌گیری متفاوت تنها باعث بیشتر شدن شکاف‌ها شد و یافتن یک رویکرد مشترک را دشوار کرد. شيرون بولز، عضو پارلمان اروپای بریتانیایی، گفت که پاسخ به بحران فاقد شفافیت و اعتبار لازم بود. در واقع، ترویکا هیچ مبنای قانونی نداشت زیرا به عنوان یک راه‌حل اضطراری ایجاد شده بود. با این حال، یک سیاستمدار آلمانی، نوربرت لامرت اظهار داشت که به نظر او بحث درباره فقدان مشروعیت دموکراتیک ترویکا نادرست است زیرا برنامه‌های تنظیمی توسط پارلمان‌های ایرلند، پرتغال، قبرص و یونان تأیید شده بودند. اما وقتی پارلمان‌ها این برنامه‌ها را تأیید کردند، نمی‌دانستند که چه پیامدهایی ممکن است داشته باشد.

مداخلات ترویکا خسارات سیاسی پایدار نه تنها برای اتحادیه اروپا بلکه برای خود کشورهای عضو ایجاد کرد. بسیاری از شهروندان اروپایی ادعا کردند که کاهش بودجه منجر به طولانی‌ترین رکود در منطقه یورو از زمان ایجاد واحد پول در ۱۹۹۹ شد. در آن دوره، کارایی ترویکا دلیل نگرانی دیگر بود اما ژان-کلود تریشه، رئیس بانک مرکزی اروپا سعی کرد مردم را اطمینان بخشید و بر این واقعیت تأکید کرد که «اگر هیچ کاری برای یونان انجام نمی‌شد، تأثیر بحران قطعاً برای این کشور بدتر می‌بود». در عمل، ترویکا تأثیر سیاست‌های austerity بر رشد اقتصادی را کم‌تخمین گرفت.

مشکل دیگر، تفاوت فلسفه‌های مربوط به سیاست اقتصادی در کمیسیون اروپا، بانک مرکزی اروپا و IMF بر اساس اولی رهن، کمیسر اروپایی مسئول امور اقتصادی و پولی بود. در حالی که IMF از کاهش بدهی قوی‌تر دفاع می‌کرد، اتحادیه اروپا بر گزینه‌های محدودتر اصرار داشت. نهادهای اروپایی حفظ انسجام و حفاظت از قوانین خود را اولویت دادند. علاوه بر این، اعضای ترویکا نتوانستند در مورد خطر بالقوه انتشار مالی (financial spillovers) بین کشورهای عضو یورو توافق کنند. برای نهادهای اروپایی این موضوع بسیار حساس بود، بنابراین هدف اجتناب از بازسازی بدهی بود. اگر ترویکا بیشتر به انتشار بین‌المللی و شرایط تدهور‌یافته توجه می‌کرد، پیامدها می‌توانست کمتر مضر باشد.

جامعه آکادمیک به اندازه سایر ذینفعان، ترویکا را به دلیل داشتن قدرت عظیم و دنبال‌کردن رویکرد محافظه‌کار مالیاتی مورد انتقاد قرار داد. بر اساس مطالعات موردی، دانشمندان مانند کاوین فِدراستون و جودیث کلیفتون همراه با دیانیاز دیاز-فوئینتز و آنا لارا گومز به این نتیجه رسیدند که سیاست‌های austerity در یونان نسبت به ایرلند وحشتناک‌تر بود و بر پیامدهای سیاسی و اجتماعی-اقتصادی مانند اصلاحات اداری، بیکاری، مهاجرت، و تخریب جدی سلامت جسمی و روانی شهروندان تأکید کرد. منتقدان برجسته دیگر ترویکا، یانیس واروфاکیس، وزیر سابق مالی یونان، نویسنده آلمانی فریتز آر. گلانک و دانشمند آمریکایی نوام چامسکی هستند.

ترویکا پیشین (سیاست خارجی و امنیت مشترک)

این اصطلاح در اتحادیه اروپا برای اشاره به یک سه‌نفره تشکیل‌شده از وزیر امور خارجه کشور عضو دارنده ریاست چرخان شورای وزیران، دبیرکل شورای اتحادیه اروپا (که همچنین پست نماینده برتر سیاست خارجی و امنیت مشترک را بر عهده داشت) و کمیسر اروپایی برای روابط خارجی استفاده می‌شد. «ترویکا» اتحادیه اروپا را در روابط خارجی که در محدوده سیاست خارجی و امنیت مشترک (CFSP) قرار داشت، نمایندگی می‌کرد.

با تصویب معاهده لشبورگ در سال ۲۰۰۹، پست دبیرکل شورا از پست نماینده برتر CFSP جدا شد و این پست جدید مسئولیت‌های کمیسر اروپایی برای روابط خارجی را بر عهده گرفت. از آنجا که تنها دو مورد از پست‌های اصلی تشکیل‌دهنده ترویکا باقی ماند، تعریف یک سه‌نفره دیگر برقرار نیست.

همچنین ببینید

  • بحران بدهی اروپا
  • بحران مالی قبرص ۲۰۱۲–۱۳
  • بحران بدهی دولت یونان
  • بحران بانک‌داری ایرلند پس از ۲۰۰۸
  • بحران مالی پرتغال ۲۰۱۰–۱۴

جمع‌بندی

ترویکا به عنوان یک سازوکار اضطراری برای مقابله با بحران بدهی در منطقه یورو شکل گرفت و اگرچه از فروپاشی سیستم جلوگیری کرد، اما با چالش‌های جدی از جمله کاهش مشروعیت دموکراتیک، تأثیرات منفی austerity بر رشد اقتصادی و شکاف‌های نهادی مواجه بود. تجربه ترویکا نشان می‌دهد که راه‌حل‌های فنی بدون پشتوانه قانونی و سیاسی کافی می‌تواند به جای حل مشکلات، پیامدهای اجتماعی-اقتصادی گسترده‌تری ایجاد کند. این دوره به ضرورت اصلاح ساختارهای تصمیم‌گیری در اتحادیه اروپا و توجه همزمان به ابعاد اقتصادی و اجتماعی سیاست‌های تنظیمی اشاره می‌کند.