داستان فیلم
اُزوالد خرگوش شانس همراه با دو سگ بیگل، یک دختر و یک پسر، در خانهای حضور دارد. دختر بیگل پیانو مینوازد و اُزوالد روی پیانو میرقصد و آواز «دیگه بارون نمیاد» را میخواند. پسر بیگل با پرتاب چترها از پنجره، باعث ایجاد دردسر میشود.
پس از آن، نشت آب از لوله سقف، ماجراهایی را رقم میزند. پسر بیگل نردبانی میآورد تا اُزوالد مشکل را بررسی کند، اما با لگد زدن به نردبان، اُزوالد را در وضعیت خطرناکی قرار میدهد. لوله شکننده میشکند و خانه را زیر آب میبرد. دختر بیگل در یک ساعت دیواری پناه میگیرد، اما به دلیل فشار آب نمیتواند خارج شود. اُزوالد تلاش میکند او را نجات دهد.
پسر بیگل از وضعیت لذت میبرد و با یک وان در آب شنا میکند و چهار ماهی را رها میسازد. ماهیها اُزوالد را آزار میدهند و یک ماهی بزرگ (مارلین) با او درگیر میشود. اُزوالد با هوش خود، ماهی را شکست میدهد و در نهایت، پسر بیگل و ماهی به داخل سوراخی که ایجاد شده میافتند.
شخصیتها
دو سگ بیگل، از معروفترین شخصیتهای همراه اُزوالد در این کارتون هستند. دختر بیگل به عنوان دوست دختر اُزوالد ظاهر میشود و پسر بیگل نقش یک شرور کوچک را ایفا میکند.