معرفی
«سکوت!» یک داستان کوتاه علمیتخیلی دیوید برین درباره اولین تماس بشریت با یک نژاد فرازمینی است. این داستان نخستین بار در سال 1988 در مجله Amazing Stories منتشر شد و در مجموعه Otherness برین در سال 1997 گنجانده شده است.
خلاصه داستان
داستان با دو ناو گشتی زمینی که لشکرکشی لنتیلیها را به زمین همراهی میکنند آغاز میشود. لنتیلیها نژاد فرازمینیهای بلندقد و بلندزیستهای هستند که از نظر فناورانه و فلسفی بسیار پیشرفتهتر از انسانها هستند که اخیراً به ستارهها سفر کردهاند.
در حین آنکه لنتیلیها در راه به زمین هستند، رئیس جمهور زمین، ترییدن، یک اعلامیه سراسری کره زمین میکند. او فاش میکند که یک روانشناس برجسته کشف کرده لنتیلیها، با تمام قدرتشان، استعدادی را ندارند که انسانها در اختیار دارند. این استعداد در میان نژادهای کهکشانی نادر و تقریباً غیرقابلتصور است. ترییدن دقیقاً مشخص نمیکند این استعداد چیست، اما آن را «چیزی توصیف میکند که برای ما آنقدر معمولی است که تعداد کمی از انسانها تا ده سالگی حتی به آن فکر میکنند!» این استعداد میتواند «آسیب روانی-روحی بیپایان» در میان لنتیلیها ایجاد کند و او از مردم زمین میخواهد که با او در انجام یک «قربانی بزرگ» همراه شوند.
ترییدن از بشریت میخواهد که هرگونه اشاره به این استعداد را از ادبیات و زندگی روزمره حذف کند. اما از آنجایی که اشارههای باقیمانده و حتی کپیهای پخش او دوام خواهند آورد، بشریت باید یک «داستان پوششی» خوب برای توضیح این وضعیت ارائه دهد. ترییدن اعلام میکند که ثبت خواهد شد که او دیوانه شده است. هیچ استعدادی وجود ندارد و هرجومرج نتیجه دیوانگی ترییدن خواهد بود. ترییدن، که میبیند او از پخش خارج خواهد شد، انگشت خود را به لبهایش میگیرد در یک حرکت پایانی از رازداری.
پایان باز
داستان باز به پایان میرسد و خواننده را در تردید میگذارد که آیا ترییدن یک طرح شگفتانگیز را به اجرا گذاشت تا به بشریت کمک کند از بحران خودباوری هنگام مواجهه با لنتیلیهای برتر عبور کند، یا اینکه بشریت واقعاً استعدادی منحصربهفرد دارد.