وفاداری‌های دوپاره

Split Loyalties
📅 22 خرداد 1405 📄 997 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

در «وفاداری‌های دوپاره»، هری پیرس پس از مرگ آدام کارتر به دنبال انتقام از آرکادی کاچیموف است؛ اما تیم ام‌آی۵ با تهدیدی بزرگ‌تر روبه‌رو می‌شود: یک حمله سایبری روسی که لوکاس نورث در مرکز آن قرار دارد.

معرفی قسمت

وفاداری‌های دوپاره دومین قسمت فصل هفتم مجموعه تلویزیونی جاسوسی بریتانیایی اسپوکس و پنجاه‌وهشتمین اپیزود کلی این سریال است. این قسمت نخستین‌بار در ۲۷ اکتبر ۲۰۰۸ از بی‌بی‌سی تری پخش شد و روز بعد روی کانال اصلی بی‌بی‌سی وان تکرار شد.

فیلم‌نامه این اپیزود را نیل کراس، نویسنده اصلی سریال، نوشت؛ بن ریچاردز در نگارش همراهی کرد و کالم مک‌کارتی کارگردانی آن را بر عهده داشت. «وفاداری‌های دوپاره» ادامه داستانی دوپاره‌ای است که با قسمت پیشین، «وفاداری‌های تازه»، آغاز شده بود.

در این قسمت، سر هری پیرس با بازی پیتر فیرث مصمم است از آرکادی کاچیموف، رئیس عملیات اف‌اس‌بی در لندن، انتقام بگیرد؛ مردی که در قسمت قبل با پنهان‌کردن عمدی اطلاعات، زمینه‌ساز مرگ آدام کارتر شد. اما تیم ام‌آی۵ خیلی زود درمی‌یابد کاچیموف در حال هدایت یک حمله سایبری علیه بریتانیاست و لوکاس نورث، افسر بازگشته با بازی ریچارد آرمیتاژ، ممکن است درگیر ماجرا باشد. در پایان، ام‌آی۵ جلوی حمله را می‌گیرد و هری کاچیموف را از میان برمی‌دارد.

این اپیزود چهار صحنه حذف‌شده داشت که در نسخه نهایی پخش نشدند، اما در وب‌سایت رسمی سریال قرار گرفتند. «وفاداری‌های دوپاره» پس از پخش بیش از پنج میلیون بیننده جذب کرد و در مجموع با استقبال مثبت منتقدان تلویزیونی روبه‌رو شد.

خلاصه داستان

هشت ساعت پس از مرگ آدام کارتر، رز مایرز و سر هری پیرس درباره راه‌های انتقام از آرکادی کاچیموف گفت‌وگو می‌کنند. رز پس از این گفت‌وگو به اتاق هتل برمی‌گردد و در موجی از خشم، اتاق را به‌هم می‌ریزد.

صبح روز بعد، هری از ریچارد دالبی می‌خواهد کاچیموف را تحت تعقیب بگذارد، اما پاسخ رد می‌شنود. با این حال، هری تصمیم می‌گیرد نافرمانی کند و به‌هرحال کاچیموف را دنبال کند. او رز را به ریاست بخش دی منصوب می‌کند؛ سمتی که پیش‌تر در اختیار آدام بود. سپس هری از لوکاس نورث می‌خواهد برای دادن اطلاعات درباره کاچیموف با او دیدار کند، اما لوکاس پیش از رسیدن، به کاچیموف هشدار می‌دهد که هری به سراغش آمده است.

بعدتر مشخص می‌شود لوکاس از سوی اف‌اس‌بی یک هماهنگ‌کننده دارد و با شوک می‌بیند آن شخص همسر سابقش، الیزابتا استارکووا، است.

در همین حال، مالکوم وین-جونز یک انفجار ارتباطی از سمت دریای شمال ردیابی می‌کند و احتمال می‌دهد یک زیردریایی روسی بی‌اجازه وارد آب‌های بریتانیا شده باشد. وقتی او می‌فهمد الکساندر بلتسکی، فردی با ارتباطات کاچیموف، قصد خاموش‌کردن سرورهای شرکتش را دارد، به این نتیجه می‌رسد روس‌ها با نفوذ به کابل ارتباطی زیردریایی می‌خواهند همه سامانه‌های رایانه‌ای بریتانیا را از کار بیندازند.

هری از دالبی می‌خواهد اینترنت را موقتاً خاموش کند، اما باز هم رد می‌شود. هم‌زمان، رز به آپارتمان لوکاس نفوذ می‌کند و می‌فهمد او عامل دوجانبه است و خبرهایی از آگاهی ام‌آی۵ از حمله را به روس‌ها می‌دهد. رز با شوکر او را از پا درمی‌آورد و به تیمز هاوس می‌برد. لوکاس اعتراف می‌کند برای روس‌ها جاسوسی می‌کند، چون کاچیموف وعده آزادی زودتر از زندان را داده؛ اما می‌گوید قصد دارد با جلب اعتماد او، کاچیموف را زمین بزند.

هری با وجود تردید، لوکاس را نزد کاچیموف می‌فرستد تا بفهمد زیردریایی به کدام کابل حمله می‌کند و مالکوم بتواند ضدحمله را اجرا کند. لوکاس با ساخت مدرک جعلی مبنی بر اینکه کاچیموف نفوذی ام‌آی۵ است، او را فریب می‌دهد. هر دو به سفارت روسیه می‌روند، موقعیت زیردریایی را پیدا می‌کنند و مالکوم با اختلافی چندثانیه‌ای ضدحمله را راه می‌اندازد. کاچیموف دستگیر می‌شود.

لوکاس الیزابتا را در خانه‌ای که روزی خانه مشترکشان بود ملاقات می‌کند و از او می‌خواهد برای نجات از دستگیری، به منبع اطلاعاتی ام‌آی۵ تبدیل شود. در پایان، کاچیموف در دشتی با هری و رز روبه‌روست. او به فداکاری آدام احترام می‌گذارد، اما بی‌رحمانه او را «منبعی قابل جایگزینی» می‌خواند. رز تفنگ را به هری می‌دهد و هری با یک گلوله به سینه، کاچیموف را می‌کشد.

تولید

این قسمت را نیل کراس، نویسنده اصلی سریال، نوشت و بن ریچاردز در نگارش آن همراهی کرد. طرح داستان از بازگشت قدرت روسیه پس از پایان جنگ سرد الهام گرفته بود؛ تغییری که تهیه‌کنندگان آن را تهدیدی نامحسوس اما جدی برای امنیت غرب می‌دانستند.

تهیه‌کنندگان همچنین صحنه‌هایی را گنجاندند تا نشان دهند لوکاس پس از هشت سال زندان چقدر با جهان بیرون بیگانه شده و از نظر عاطفی آسیب دیده است. یکی از این صحنه‌ها ناتوانی او در خوابیدن روی تخت و درنهایت خوابیدن روی زمین است.

چهار صحنه حذف‌شده این قسمت بیشتر به گذشته آدام کارتر می‌پرداختند. در این صحنه‌ها، هری به رز می‌گوید مادر آدام را پیدا نکرده، چون آدام پیش از مرگ نشانی محل زندگی او را در پرونده‌ها تغییر داده بود. هری به عمارتی ثروتمند که مادر آدام آنجا کار می‌کرد می‌رود و می‌شنود او اکنون در بلکپول است. در صحنه پایانی، هری و رز به یاد آدام شامپاین می‌زنند. این صحنه‌ها در بی‌بی‌سی آی‌پلیر و وب‌سایت رسمی اسپوکس منتشر شدند.

پخش و بازخورد

این قسمت در ساعت ۱۰:۳۰ شب دوشنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۸ از بی‌بی‌سی تری پخش شد؛ همان روزی که قسمت نخست در بی‌بی‌سی وان دیده شده بود. تکرار آن یک روز بعد، در بازه ۹ تا ۱۰ شب بی‌بی‌سی وان پخش شد.

پخش بی‌بی‌سی تری ۸۲۷ هزار بیننده و سهم مخاطب ۷.۳٪ داشت و دومین برنامه پربیننده کانال‌های چندگانه آن شب بود؛ فقط قسمت نخست دد ست از ای۴ از آن پیشی گرفت. تکرار بی‌بی‌سی وان را ۵.۰۶ میلیون نفر با سهم ۲۲.۲٪ دیدند. با وجود کاهش ۴۵۰ هزار نفری نسبت به قسمت پیشین، این قسمت برنده بازه زمانی خود شد و مجموع دسترسی دو پخش به ۵.۸۹ میلیون نفر رسید.

بر اساس آمار نهایی هیئت پژوهش مخاطبان پخش‌کنندگان، این اپیزود ۰.۹۳ میلیون بیننده در بی‌بی‌سی تری و ۵.۶۳ میلیون بیننده در بی‌بی‌سی وان داشت؛ یعنی مجموعاً ۶.۵۶ میلیون بیننده.

نظر منتقدان

دیلی تلگراف نوشت پس از حذف شوک‌آور روپرت پنری-جونز در نقش آدام، هواداران شاید با دلهره سراغ قسمت دوم بروند، اما جای نگرانی نیست؛ قرار نیست ستاره‌های بیشتری بمیرند و حذف لوکاس حتی می‌تواند خوشایند باشد.

جان برزفورد از تی‌وی اسکوپ از ریتم، ظاهر، بازی‌ها و دیالوگ‌های قسمت تعریف کرد و نوشت هر جمله مثل الماسی فشرده، روشن و برنده است. به نظر او این فصل از همان ابتدا مسیر یک اثر ماندگار را طی می‌کند. برزفورد درباره بازی ریچارد آرمیتاژ هم نوشت با اینکه این دومین حضور اوست، انگار لوکاس از ابتدا همان‌جا بوده است.

گرگ اوکیف از لیورپول اکو نیز این قسمت را پر از صحنه‌های اکشن، نویسندگی تیز و پیچش‌های همیشگی دانست و گفت صحنه‌های فیلم‌برداری‌شده در مسکو کمک کرد روس‌ها به‌عنوان دشمنان فصل تثبیت شوند.

پیوندهای بیرونی

صفحه قسمت دوم فصل هفتم اسپوکس در وب‌سایت بی‌بی‌سی.

جمع‌بندی

این قسمت با ترکیب انتقام شخصی، خیانت و تهدید سایبری، فصل هفتم اسپوکس را به نقطه‌ای حساس می‌رساند. مرگ کاچیموف انتقام هری را کامل می‌کند، اما اعتراف لوکاس و نقش دوگانه‌اش، بی‌اعتمادی و تنش اخلاقی را در قلب تیم ام‌آی۵ زنده نگه می‌دارد.