در سیستمهای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، چندضلعیهای نازک اشکالی کوچک و نامطلوب هستند که بهجای نمایش ویژگیهای واقعی، ناشی از خطا در دادههای برداری هستند. این مشکل از دهه ۱۹۷۰ و با اختراع عملیات همپوشانی شناخته شده است.
تاریخچه
این اشکال بیمعنی از ابتدای توسعه GIS شناسایی شدند. در سال ۱۹۷۸، مایکل گودچایلد دریافت که در برخی سیستمهای عملیاتی GIS، اکثر چندضلعیها از این نوع هستند. برنامههای اولیه مانند WHIRLPOOL با مکانیزمی به نام فیلتر اپسیلون (تحمل مبهم) تلاش کردند از ایجاد آنها جلوگیری کنند.
علت، پیشگیری و اصلاح
چندضلعیهای نازک معمولاً زمانی ایجاد میشوند که خطوطی که باید همپوشانی داشته باشند (مانند مرزهای بینالمللی یا شهرستانها) به دلیل خطاهای دیجیتالیسازی، همپوشانی ندارند. این مشکل در فرایند دیجیتالیسازی یا ادغام لایهها رخ میدهد.
برای پیشگیری، میتوان از تطابق خودکار (snapping) در نرمافزارهای GIS استفاده کرد. این ابزار نقاط را به مختصات دقیق هدایت میکند. همچنین، ابزارهای ردیابی خطوط موجود، کمک میکنند خطوط جدید بهدقت ترسیم شوند.
در فرایند همپوشانی، استفاده از تحمل مبهم (fuzzy tolerance) ترجیح داده میشود. این ابزار خطوط تقریباً موازی را ادغام میکند. انتخاب فاصله تحمل مناسب، بسته به مقیاس دادهها، حیاتی است.
در صورت وجود چندضلعیهای نازک، میتوان آنها را بهصورت دستی یا خودکار اصلاح کرد. ابزارهایی مانند حذف خودکار (Eliminate) چندضلعیهای کوچک را با چندضلعیهای مجاور ادغام میکنند.