مقدمه
سرگئی کوزمیچ بونیاچنکو ۵ اکتبر ۱۹۰۲ – ۲ اوت ۱۹۴۶ افسری در ارتش سرخ شوروی بود که در جریان جنگ جهانی دوم از سمت شوروی به آلمان پیوست. او بعدها به درجه سرلشکر در ارتش آزادیبخش روسیه رسید؛ نیرویی همکار با آلمان نازی که به رهبری آندری ولاسوف شکل گرفته بود. بونیاچنکو پس از پایان جنگ به اتهام خیانت محاکمه و در سال ۱۹۴۶ اعدام شد.
آغاز مسیر نظامی
بونیاچنکو در خانوادهای فقیر از دهقانان با ریشه اوکراینی در حکومت کورسک، در قلمرو امروزی استان کورسک، به دنیا آمد. در آوریل ۱۹۱۸ و در سن ۱۵ سالگی به ارتش سرخ پیوست و در جنگ داخلی روسیه در اوکراین به عنوان سرباز پیادهنظام جنگید.
او در سال ۱۹۱۹ عضو حزب کمونیست شد و در سال ۱۹۲۳ از آکادمی نظامی اودسا فارغالتحصیل گردید. پس از آن به فرماندهی کمکی یک گروهان رسید و در سرکوب شورش باسماچی در آسیای مرکزی مشارکت کرد. جمهوری سوسیالیستی شوروی تاجیکستان نیز نشان «برای شایستگی نظامی» را به او اعطا کرد. بونیاچنکو تا سال ۱۹۳۰ به خدمت در آسیای مرکزی شوروی ادامه داد.
از سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۵ در آکادمی نظامی فرونزه تحصیل کرد و پس از پایان دوره، به ریاست ستاد هنگ مستقل ۷۸ ارتقا یافت.
افسر ارشد ارتش سرخ
در سال ۱۹۳۷، بونیاچنکو به دلیل انتقاد از سیاستهای اشتراکیسازی کشاورزی شوروی، بهویژه در اوکراین، از حزب کمونیست اخراج شد. با این حال، این تصمیم بعدها در شرایطی نامعلوم به یک توبیخ شدید تقلیل یافت.
او سپس به عنوان معاون رئیس ستاد سپاه تفنگدار ۳۹ منصوب شد و در سال ۱۹۳۸ در نبرد دریاچه خاسان حضور داشت.
در سال ۱۹۴۲، بونیاچنکو فرماندهی لشکر ۳۸۹ پیادهنظام را بر عهده گرفت؛ یگانی که در جبهه فرا قفقاز میجنگید. در اوت همان سال، مأمور شد پلی بر رود ترک در منطقه موزدوک ـ چروتیونه را منفجر کند. او دستور را اجرا کرد، اما شماری از واحدهای ارتش سرخ هنوز از رود عبور نکرده بودند و از بدنه اصلی دفاعی جدا افتادند. پس از این رخداد، بونیاچنکو بازداشت و محاکمه شد.
در سپتامبر ۱۹۴۲، دادگاه نظامی او را به اعدام محکوم کرد. حکم او بعداً به ده سال حبس در گولاگ، پس از پایان جنگ، تخفیف یافت و جایگاه نظامیاش نیز بازگردانده شد. سپس فرماندهی تیپ تفنگدار ۵۹ را بر عهده گرفت؛ یگانی که پیش از ورود او بیش از ۳۵ درصد نیروهایش را در نبرد از دست داده بود. تا نوامبر ۱۹۴۲، این تیپ عملاً از کار افتاد. بونیاچنکو مسئول این شکست شناخته شد و بار دیگر با خطر بازداشت روبهرو گردید.
اسارت و خدمت در ارتش آزادیبخش روسیه
در دسامبر ۱۹۴۲، بونیاچنکو در ۲۵ کیلومتری غرب ولادیقفقاز توسط گروه شناسایی لشکر دوم پیادهنظام رومانی اسیر شد. او تا ژوئن ۱۹۴۳ در اردوگاههای اسارت در کریمه و خرسون نگهداری شد. در ماه مه، درخواست داد تا به ارتش آزادیبخش روسیه بپیوندد؛ نیرویی ضدکمونیست و همکار آلمان که ژنرال آندری ولاسوف آن را رهبری میکرد.
تا سپتامبر ۱۹۴۳، او برای خدمت به عنوان افسر ارتباطات در ستاد ارتش هفتم آلمان در شهر لو مان، در دپارتمان سارت، تأیید شد. در ژوئن و ژوئیه ۱۹۴۴، بونیاچنکو فرماندهی یک هنگ ترکیبی متشکل از دو گردان شرقی را در دفاع در برابر عملیات اورلرد، یعنی فرود متفقین در نرماندی، در بخشی نامشخص از سواحل فرانسه بر عهده داشت. او به خاطر اقداماتش در جبهه غربی نشان صلیب آهنین درجه ۲ را دریافت کرد.
در ۱۰ نوامبر ۱۹۴۴، بونیاچنکو به فرماندهی لشکر اول پیادهنظام ارتش آزادیبخش روسیه رسید و در مجموع فرماندهی حدود ۲۰ هزار سرباز و نیروی پشتیبان را بر عهده گرفت.
در فوریه ۱۹۴۵ به درجه سرلشکر ارتقا یافت و در مارس به جبهه شرقی منتقل شد. در اواسط آوریل، در عملیاتی با نام رمز «هوای آوریل» شرکت کرد؛ تلاش آلمان برای دفاع از رود اودر، که امروز مرز آلمان و لهستان را تشکیل میدهد، در برابر پیشروی ارتش سرخ. پس از ناکامی این عملیات، ژنرال بونیاچنکو در ۱۶ آوریل به نیروهایش دستور داد از کنار رود عقبنشینی کنند و به چک بروند.
یک روایت ادعا میکند که ولاسوف و بونیاچنکو قصد داشتند ارتش آزادیبخش روسیه را در اسلوونی گرد آورند و علیه چریکهای یوزف تیتو وارد عمل شوند. بر پایه همان روایت، هدف این نیرو بازپسگیری اسلوونی، بخشهایی از کرواسی و بوسنی شمالی و ایجاد «یوگسلاوی سفید» بود؛ کشوری که پس از جنگ با متفقین، بهویژه آمریکا، دوستی کند. این روایت تأیید نشده و باید با احتیاط پذیرفته شود.
با این حال، از نظر تاریخی روشن است که ارتش آزادیبخش روسیه و بونیاچنکو در روزهای پایانی جنگ از نازیها فاصله گرفتند و تلاش کردند خود را به متفقین غربی نزدیک کنند.
قیام پراگ
هنگامی که لشکر بونیاچنکو از خطوط مقدم عقب میرفت، فرماندهان آن در ۴ مه ۱۹۴۵ با چریکهایی که قیام پراگ را رهبری میکردند توافقنامهای امضا کردند. سربازان بونیاچنکو در ۶ مه وارد نبرد آشکار شدند و در ۷ مه دوباره دستور حمله دریافت کردند.
تا همان شب، شورای ملی چک به دلیل نفوذ کمونیستهای همسو با شوروی در شورا، از ارتش آزادیبخش روسیه خواست پراگ را ترک کند. بونیاچنکو سپس به سمت غرب و به سوی خطوط مقدم نیروهای آمریکایی عقبنشینی کرد.
تحویل به مقامات شوروی
در ۱۲ مه، بونیاچنکو دریافت که نیروهای آمریکایی تسلیم رسمی لشکر او را نخواهند پذیرفت. در پاسخ، لشکر را منحل کرد. در ۱۵ مه، او و ستاد لشکر نزد آمریکاییها تسلیم شدند.
بر پایه توافق پیشین میان دولتهای شوروی و آمریکا، هر شهروند شوروی باید به قلمرو شوروی منتقل میشد. به همین دلیل، بونیاچنکو و مردانش، از جمله روسهای سفیدی که تابعیت شوروی نداشتند، به عنوان اسیران جنگی به خطوط شوروی فرستاده شدند.
زندان، محاکمه و اعدام
پس از تسلیم، بونیاچنکو در زندان بوتیرکا در مسکو نگهداری شد. محاکمه او همزمان با دیگر اعضای کمیته آزادیبخش خلق روسیه و ارتش آزادیبخش روسیه، در پروندهای موسوم به «محاکمه مظنونان ولاسوفی»، برگزار گردید.
این محاکمه از ۳۰ ژوئیه تا ۱ اوت ۱۹۴۶ در هیئت نظامی دیوان عالی اتحاد جماهیر شوروی برگزار شد. اعضای ریاست جلسه واسیلی اولریخ، اف. اف. کاراوایکوف و جی. ان. دانیلوا بودند.
روزنامههای شوروی متهمان را «ماموران اطلاعاتی آلمان» معرفی کردند که به گفته آنها، علیه اتحاد جماهیر شوروی به جاسوسی فعال، خرابکاری و فعالیتهای تروریستی دست میزدند.
هر دوازده متهم به اتهاماتی از جمله:
- تروریسم و اقدامات تروریستی
- خرابکاری
- تحریک و تبلیغ ضد شوروی
- تبانی مجرمانه
- خیانت بزرگ به کشور
محاکمهها بهصورت محرمانه و بدون حضور متهمان برگزار شد. پولیتبوروی حزب کمونیست پیش از آغاز دادگاه، در ۲۳ ژوئیه، به هیئت نظامی دستور داده بود که مجازات اعدام را دنبال کند.
سرانجام، همه دوازده متهم، از جمله بونیاچنکو، مجرم شناخته شدند و در ۱ اوت ۱۹۴۶ به دار آویخته شدند. پیکر اعدامشدگان توسط انکاوهدی سوزانده شد و خاکستر آنها در خندق صومعه دونسکوی ریخته شد.
در ۱ نوامبر ۲۰۰۱، هیئت نظامی فدراسیون روسیه محکومیت همه متهمان، از جمله بونیاچنکو، در زمینه تبلیغ ضد شوروی را لغو کرد؛ اما چهار اتهام دیگر علیه آنان همچنان پابرجا ماند.