ملخ چمنزار (Pseudochorthippus parallelus)

Pseudochorthippus parallelus
📅 24 خرداد 1405 📄 488 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ملخ چمنزار (Pseudochorthippus parallelus) ملخی رایج در علفزارهای مرطوب اروپا و بخش‌هایی از آسیاست که به‌دلیل اهمیت در زیست‌شناسی فرگشتی و جغرافیای زیستی اروپا، بارها مطالعه شده است.

Pseudochorthippus parallelus که اغلب با نام مترادف Chorthippus parallelus نیز شناخته می‌شود، همان ملخ چمنزار است؛ ملخی رایج از قبیله Gomphocerini. این گونه در علفزارهای غیرخشکِ مناطق پوشیده از گیاه در اروپا و بخش‌هایی از آسیای هم‌جوار زندگی می‌کند و به‌دلیل جایگاه مهمش در زیست‌شناسی فرگشتی، از نخستین و مهم‌ترین نمونه‌های مطالعاتی برای بررسی تبارزایی جغرافیایی اروپا بوده است.

پراکندگی جغرافیایی

قلمرو ملخ چمنزار از کرانه‌های اقیانوس اطلس اروپا، از جمله جزایر بریتانیا، تا رشته‌کوه اورال ادامه دارد. این حشره از اسکاندیناوی در شمال تا جنوب اسپانیا و آناتولی در جنوب دیده می‌شود.

ملخ چمنزار پوشش گیاهی مرطوب را ترجیح می‌دهد؛ به همین دلیل در جنوب محدوده پراکندگی خود معمولاً در دره‌های رودخانه‌ای و مناطق مرتفع، تا حدود ۲۰۰۰ متر، یافت می‌شود و در عرصه‌های خشک و بیابانی حضور ندارد.

ظاهر و ویژگی‌های بدنی

ماده‌ها از نرها بزرگ‌تر و کم‌تحرک‌ترند. هر دو جنس بی‌پروازند. در ماده‌ها، بال‌پوش‌هایی که بال‌های کاهش‌یافته را می‌پوشانند فقط بخش کوتاهی از شکم را دربر می‌گیرند؛ اما در نرها این بال‌پوش‌ها بلندترند و تقریباً تا انتهای شکم کشیده می‌شوند.

رنگ بدن این ملخ متغیر است و شکل‌های سبز، قهوه‌ای، بنفش‌مایل‌به‌سرخ و صورتی از آن گزارش شده‌اند؛ با این حال شکل سبز رایج‌تر است. نوع رنگ‌آمیزی ژنتیکی تعیین می‌شود و در بعضی جمعیت‌ها ممکن است ملخ‌های صورتی با فراوانی بالایی دیده شوند.

یکی از نشانه‌های تشخیص این گونه، تقریباً موازی بودن خطوط روی پشت‌سینه است؛ ویژگی‌ای که نام parallelus نیز از آن گرفته شده است.

امکان استفاده به‌عنوان غذای انسان

با توجه به تراکم بالای این حشرات در اروپای غربی، برخی پژوهشگران استفاده از آن‌ها را به‌عنوان منبع غذایی برای انسان مطرح کرده‌اند. بدن خشک این ملخ‌ها حدود ۶۹٪ پروتئین دارد و از نظر ترکیب اسیدهای آمینه و قابلیت هضم، کیفیت قابل توجهی نشان می‌دهد. با این حال، آمان پل و همکارانش تأکید کرده‌اند پیش از معرفی چنین حشراتی در رژیم غذایی انسان، باید احتمال سمیت یا واکنش‌های آلرژیک ناشی از مصرف آن‌ها به‌دقت بررسی شود.

زیرگونه‌ها

در مناطق مختلف، نژادها و شکل‌هایی از ملخ چمنزار توصیف شده‌اند که برخی از آن‌ها به‌عنوان زیرگونه‌های جداگانه شناخته می‌شوند:

  • P. parallelus erythropus (Faber, 1958) — شبه‌جزیره ایبری
  • P. parallelus parallelus (Zetterstedt, 1821) — زیرگونه شاخص؛ پراکندگی گسترده، از جمله در جزایر بریتانیا
  • P. parallelus serbicus Karaman, Z., 1958
  • P. parallelus tenuis (Brullé, 1832) — یونان

این زیرگونه‌ها نتیجه جدایی جغرافیایی جمعیت‌های P. parallelus در پناهگاه‌های زیستی جنوب اروپا در دوره‌های یخبندان پلیستوسن هستند.

گسترده‌ترین زیرگونه، P. p. parallelus، در بخش بزرگی از اروپا پراکنده است، اما در ایبری جای خود را به P. p. erythropus می‌دهد. زیرگونه ایبری در طبیعت با ساق‌های عقبی سرخ‌رنگ و تفاوت در آواز جفت‌گیری شناخته می‌شود؛ مطالعات دیگر تفاوت‌های بیشتری در ویژگی‌های ریخت‌شناسی، رفتاری، کروموزومی و توالی DNA نشان داده‌اند.

یک منطقه دورگه‌زایی میان P. p. erythropus و P. p. parallelus در امتداد یال کوه‌های پیرنه، میان اسپانیا و فرانسه، کشیده شده است. منطقه دورگه‌زایی مشابهی نیز میان شکل‌هایی در فرانسه و ایتالیا در امتداد کوه‌های آلپ گزارش شده است.

گونه‌زایی

به نظر نمی‌رسد این زیرگونه‌ها از راه «تقویت» در حال تبدیل شدن به گونه‌های کاملاً جدا باشند؛ یعنی انتخاب طبیعی لزوماً موانع جفت‌گیری میان آن‌ها را تشدید نکرده است. این نتیجه یکی از مهم‌ترین شواهدی است که فرضیه گونه‌زایی از راه تقویت را به چالش می‌کشد.

جمع‌بندی

ملخ چمنزار تنها یک گونه رایج در علفزارهای اروپا نیست؛ این حشره به‌دلیل پراکندگی گسترده، زیرگونه‌های منطقه‌ای و مناطق دورگه‌زایی، به مدلی ارزشمند برای بررسی تاریخ فرگشتی، جدایی جمعیت‌ها و گونه‌زایی تبدیل شده است. با وجود پتانسیل غذایی، مصرف انسانی آن هنوز نیازمند بررسی‌های ایمنی دقیق است.