آقای مانک غمگین است: ماجرای پاریسی کارآگاه وسواسی

Mr. Monk Is Miserable
📅 7 اسفند 1404 📄 1,149 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

در هفتمین رمان از سری کتاب‌های آقای مانک، کارآگاه وسواسی به پاریس سفر می‌کند. اما تعطیلات او به کامش تلخ می‌شود وقتی با قتلی در هواپیما و سپس قتل‌های دیگری در شهر روبرو می‌شود. دستیارش، ناتالی، از دخالت در پرونده‌ها خسته شده و مانک را در مواجهه با جنایات تنها می‌گذارد و او را در پاریس غمگین و درمانده می‌کند.

آقای مانک غمگین است (Mr. Monk Is Miserable)، هفتمین رمان از سری کتاب‌های معمایی آقای مانک به قلم لی گلدبرگ است که در تاریخ ۲ دسامبر ۲۰۰۸ منتشر شد. این رمان، داستان آدریان مانک و دستیارش، ناتالی تیگر را در تعطیلاتشان به پاریس، فرانسه روایت می‌کند. اما این سفر تفریحی به کام مانک تلخ می‌شود؛ ناتالی از اینکه مانک در هر کجا با قتل مواجه می‌شود، خسته شده و حاضر به کمک در تحقیقات دو قتل پاریسی مرتبط با جامعه‌ای از فریگان‌ها (Freegans) نیست و این موضوع مانک را غمگین و ناامید می‌کند.

خلاصه داستان

پس از اینکه آدریان مانک در پایان کتاب آقای مانک به آلمان می‌رود (Mr. Monk Goes to Germany) مجبور به توقف در پاریس می‌شود، همراه با ناتالی تیگر، سفری هوایی را آغاز می‌کند که در طول آن، با صحنه یک قتل در هواپیما روبرو می‌شود.

ناتالی پیش از این نیز به پاریس سفر کرده بود، اما اکنون شهر را تغییر یافته می‌یابد. مانک و ناتالی از جاذبه‌های گردشگری متعددی مانند موزه فاضلاب پاریس و کاتاکومب پاریس (قبرستان زیرزمینی عظیم) دیدن می‌کنند. مانک جمجمه‌ای را پیدا می‌کند که دارای پرکردگی دندانی است و مشخص می‌شود که تنها در دهه گذشته اختراع شده؛ این نشانه یک قتل اخیر است. ناتالی از انجام وظایف دستیاری خود سر باز می‌زند و اصرار دارد که مانک باید اجازه دهد او از تعطیلاتش لذت ببرد.

روز بعد، ناتالی مانک را به رستورانی خاص به نام Toujours Nuit (همیشه شب) می‌برد؛ رستورانی که در تاریکی مطلق قرار دارد و پیشخدمت‌های آن نابینا هستند. در آنجا با زنی به نام ایمی دوپون (Aimee Dupon) هم‌میز می‌شوند. ایمی ادعا می‌کند که می‌تواند قاتل مرد مقتول را به مانک معرفی کند. لحظاتی بعد، او با چاقوی استیک کشته می‌شود. با این حال، کارکنان رستوران اصرار دارند که هیچ‌کس وارد یا خارج از اتاق غذاخوری نشده است. مانک تکه‌ای فضولات اسب را روی زمین رستوران پیدا می‌کند.

مانک در تماسی تلفنی با دکتر کروگر، روانشناس خود، موضوع را مطرح می‌کند. دکتر کروگر از ناتالی می‌خواهد که با او صحبت کند و او را به خاطر امتناع از کمک به مانک در تحقیقات این قتل‌ها سرزنش می‌کند و می‌گوید که نمی‌توان انتظار داشت مانک تحقیقات جنایی را متوقف کند.

کاپیتان استاتلمایر و ستوان دیشر از دپارتمان پلیس سانفرانسیسکو، به دلیل شناسایی جمجمه پیدا شده در کاتاکومب از طریق سوابق دندانی، به پاریس پرواز می‌کنند. این جمجمه متعلق به ناتان چالمرز (Nathan Chalmers)، معمار طرح پونزی (Ponzi scheme) است که قربانیانش بسیاری از ثروتمندترین و باهوش‌ترین افراد کالیفرنیا بودند. تصور می‌شد که او ده سال پیش خودکشی کرده است، اما جمجمه ثابت می‌کند که او مرگ خود را جعل کرده و به اروپا گریخته است. این پرونده به اندازه‌ای آبروریزانه بود که دو کارآگاه آمریکایی را به دستور کمیسر به پاریس فرستادند تا به این ادعا که پلیس هرگز پرونده چالمرز را مختومه نکرده و تحقیقاتشان منجر به کشف جمجمه شده است، اعتبار بخشند.

ویدئوهای نظارت تصویری نشان می‌دهند که دوپون ساعت‌ها قبل از کشته شدن، مانک و ناتالی را در سراسر شهر تعقیب کرده است، اما کسی دوپون را تعقیب نکرده است. آنها از لورا بوشه (Laura Boucher)، سردبیر ارشد شرکت انتشاراتی که دوپون در آن کار می‌کرده، بازجویی می‌کنند. بوشه می‌گوید که ایمی پس از رد شدن طرح یک رمان گرافیکی توسط آنتوان بیسون (Antoine Bisson)، هنرمند آزادکار، از کارش استعفا داده است. بیسون از کاوش در جامعه زیرزمینی پاریس لذت می‌برد و رمانش تصویری رمانتیک از جامعه فریگان‌ها را به تصویر می‌کشید که در ساختمان‌های متروکه و تونل‌ها زندگی می‌کردند. بوشه و بیسون می‌گویند که ایمی مجذوب این ایده‌آل‌گرایی شده و تصمیم گرفته بود به این جامعه بپیوندد و واقعیت خشن آن را نادیده بگیرد.

لوین بارلیه (Lucien Barlier)، رهبر کاریزماتیک فریگان‌های زیرزمینی، ادعا می‌کند که چالمرز با نام مستعار باب اسمیت (Bob Smith) به این جامعه پیوسته و چندین فریگان را تشویق کرده تا از او جدا شده و به جای زندگی با زباله‌های جامعه، فعالانه مصرف‌گرایان را مجازات کنند. پلیس فرانسه کشف می‌کند که از زمان ورود چالمرز به فرانسه، افزایش منطقه‌ای در سرقت هویت و کلاهبرداری کارت اعتباری رخ داده است، که نشان می‌دهد او با اسناد و مدارکی که از سطل‌های زباله مردم به دست آورده، سرقت هویت انجام می‌داده است. مانک معتقد است بارلیه قاتل است و مطمئن است که هر کسی که در فاضلاب زندگی می‌کند و زباله می‌خورد، قاتل است. با این حال، ناتالی مجذوب بارلیه شده و با او قرار شام می‌گذارد.

در قرار شامشان، در خانه زیرزمینی بارلیه، او تلویزیونی را به سیستم نظارت عمومی شهر متصل کرده (که ناتالی متوجه می‌شود او می‌توانست از آن برای یافتن دوپون در رستوران Toujours Nuit بدون تعقیب او استفاده کند) و قارچ‌هایی را که با فضولات اسب کوددهی می‌کند، به ناتالی نشان می‌دهد. مانک و کارآگاهان، با راهنمایی بیسون، به آنجا یورش برده و بارلیه را به اتهام قتل ایمی دوپون دستگیر می‌کنند. علاوه بر تلویزیون و فضولات اسب، بارلیه یک چوب گلف (putter) با الگویی مطابق با زخم جمجمه چالمرز و بشقاب‌های شام برداشته شده از سطل زباله رستوران Toujours Nuit را در اختیار دارد.

کارآگاهان به استودیوی بیسون می‌روند، ظاهراً برای گرفتن اظهارات او، و متوجه می‌شوند بیسون نقاشی بشقاب لب‌پر شده‌ای را کشیده که مانک هنگام رفتن به رستوران Toujours Nuit دور انداخته بود. مانک فاش می‌کند که بیسون، چالمرز را به خاطر ربودن ایمی از او کشته و قصد داشته بارلیه را مقصر جلوه دهد. اما بارلیه به طور تصادفی با جسد روبرو شده و با درک اینکه مقصر شناخته خواهد شد، بقایای چالمرز را در کاتاکومب پنهان کرده است. پس از کشف جمجمه، بیسون طرح خود را دوباره مورد بازنگری قرار داد و اکنون مطمئن بود که ایمی او را به جای بارلیه قاتل خواهد پنداشت. او ایمی را کشت و مانک و سایر کارآگاهان را به خانه بارلیه در کاتاکومب هدایت کرد و ناخواسته تأیید کرد که او راه آنجا را بلد بوده و بنابراین می‌توانسته چوب گلف و بشقاب‌های شام را کار گذاشته باشد. بیسون همچنین مجموعه‌ای از عینک‌های دید در شب را برای گشت و گذارهایش در فاضلاب در اختیار دارد، در حالی که بارلیه این عینک‌ها را ندارد؛ بنابراین بیسون می‌توانست در تاریکی رستوران Toujours Nuit راه خود را به سمت دوپون پیدا کند.

بیسون اعتراف می‌کند و سپس از پنجره به بیرون می‌پرد و خود را می‌کشد. بارلیه تبرئه می‌شود و او و ناتالی روزی عاشقانه را در بالای شهر سپری می‌کنند. مانک، پس از حل دو قتل و رانندگی با یک motocrotte (نوعی وسیله نقلیه خدماتی) در وقت آزادش، رضایت‌بخش است و اذعان می‌کند که تعطیلات اجباری فرانسوی‌شان نکات موفقی داشته است.

شخصیت‌ها

شخصیت‌های مجموعه تلویزیونی

  • آدریان مانک: کارآگاه اصلی داستان؛
  • ناتالی تیگر: دستیار وفادار مانک و راوی کتاب؛
  • دکتر چارلز کروگر: روانشناس مانک؛
  • کاپیتان لولند استاتلمایر: رئیس دپارتمان قتل اداره پلیس سانفرانسیسکو؛ قدیمی‌ترین دوست و همکار سابق مانک؛
  • ستوان رندی دیشر: دست راست استاتلمایر؛

شخصیت‌های اصلی

  • رئیس بازرس فیلیپ لو رو: رئیس دپارتمان قتل اداره پلیس پاریس؛
  • بازرس گای گادوا: دست راست لو رو؛
  • ایمی دوپون: قربانی قتل شماره ۲؛
  • لورا بوشه: سردبیر ارشد شرکت انتشاراتی که دوپون در آن کار می‌کرد؛
  • آنتوان بیسون: هنرمند آزادکار و نویسنده، معشوق سابق ایمی؛
  • لوین بارلیه: رهبر جامعه زیرزمینی فریگان‌ها که از زباله‌های جامعه زندگی می‌کنند؛
  • پیر: راننده موتوروکورت (motocrotte)؛
  • ناتان چالمرز: قربانی قتل شماره ۱؛

پیوند به بیرون

  • وب‌سایت رسمی مانک

رمان‌های آمریکایی ۲۰۰۸

  • سری رمان‌های مانک
  • کتاب‌های Signet Books

جمع‌بندی

آقای مانک غمگین است، ماجرای پاریسی کارآگاه وسواسی، نشان می‌دهد که حتی در تعطیلات نیز دست از حل معما برنمی‌دارد. اگرچه ناتالی از دخالت در پرونده‌ها امتناع می‌کند، اما مانک با کمک پلیس فرانسه و با تکیه بر تیزبینی خود، قاتلان پاریسی را شناسایی و دستگیر می‌کند و در نهایت تعطیلات ناخواسته‌اش را با موفقیت به پایان می‌رساند.