خولیو هرناندز کوردون؛ کارگردانی با نگاهی مستندگونه به واقعیت

Julio Hernández Cordón
📅 7 اسفند 1404 📄 1,056 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

خولیو هرناندز کوردون، کارگردان، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس آمریکایی متولد ۱۹۷۵، با فیلم‌های مستندگونه و استفاده از بازیگران غیرحرفه‌ای، جایگاه ویژه‌ای در سینمای آمریکای لاتین یافته است. آثار او چون «گاسولینا» و «قول می‌دهم هرج و مرج» جوایز متعددی را در جشنواره‌های بین‌المللی به ارمغان آورده‌اند.

خولیو هرناندز کوردون (متولد ۱۷ ژانویه ۱۹۷۵) کارگردان، تهیه‌کننده و فیلمنامه‌نویس آمریکایی است. او از سال ۲۰۰۳ فعالیت سینمایی خود را آغاز کرده و در ساخت شش فیلم، از جمله آثار کوتاه و مستند، مشارکت داشته است. هرناندز کوردون برای کارگردانی فیلم‌های «گاسولینا» (Gasolina - ۲۰۰۸)، «پولوو» (Polvo - ۲۰۱۲) و «قول می‌دهم هرج و مرج» (Te Prometo Anarquía - ۲۰۱۵) مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

هرناندز کوردون در فیلم‌های روایی با سبک مستندگونه خود، از بازیگران غیرحرفه‌ای بهره برده است. این رویکرد برای او جوایزی را در جشنواره‌های مختلف بین‌المللی از جمله لوکارنو، مورلیا، تورنتو و سن سباستین به ارمغان آورده است. در سال ۲۰۱۶، او برای فیلم‌های «قول می‌دهم هرج و مرج» و «مرا یک اسلحه بخر» (Cómprame Un Revólver - ۲۰۱۸) نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی در پنجاه و هشتمین و شصت و دومین دوره جوایز آریل در مکزیک شد.

زندگی اولیه و پیشینه

هرناندز کوردون در رالی، کارولینای شمالی، ایالات متحده، از پدری مکزیکی و مادری گواتمالایی متولد شد. پدرش در آن زمان مشغول تحصیل دوره دکترا در رشته تجارت بین‌الملل بود. پس از آن، هرناندز کوردون در سفارتخانه‌های مکزیک و گواتمالا در واشنگتن ثبت نام کرد و دوران کودکی و نوجوانی خود را بین مکزیک، گواتمالا و کاستاریکا گذراند. او دارای تابعیت آمریکایی، گواتمالایی و مکزیکی است.

در دوران جوانی، او در یک فروشگاه صفحه موسیقی کار می‌کرد و سپس به عنوان خبرنگار برای روزنامه «ال پریودیکو» (El Periodico) در گواتمالا مشغول به کار شد و به پوشش اخبار و بخش‌های فرهنگی پرداخت. در طول دوران فعالیتش در این روزنامه، هرناندز کوردون همچنین مجموعه داستان کوتاهی به نام «روی زمین» (Por El Suelo - ۲۰۰۰) منتشر کرد که بعدها از آن ابراز پشیمانی کرد. او برای تحصیل در رشته علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاری وارد دانشگاه رافائل لاندیوار گواتمالا شد و پس از آن، در مرکز آموزش سینمایی در مکزیک، فیلمسازی را آموخت.

فعالیت سینمایی

در سال ۲۰۰۳، هرناندز کوردون فیلم کوتاه «کیلومتر ۳۱» (Km 31) را کارگردانی کرد و پنج سال بعد، اولین فیلم بلند خود، «گاسولینا» (۲۰۰۸)، به نمایش درآمد. این فیلم که درباره سه نوجوان است که برای بیرون رفتن در شب بنزین می‌دزدند و با ماشین مادرشان رانندگی می‌کنند، جوایز Industry، Casa de América و CICAE را در جشنواره بین‌المللی فیلم سن سباستین دریافت کرد. مجله Variety در نقد این فیلم نوشت که کارگردان «منابع اندک خود را به وضوح در قالب مینیمالیسم به نمایش می‌گذارد.»

دومین فیلم او، مستند «ماریمباهای جهنم» (Las Marimbas del Infierno - ۲۰۱۰) بود که درباره دان آلفونسو، نوازنده ماریمبا که توسط گروه تبهکار «مارا» مورد اخاذی قرار می‌گیرد، و بلاکو، پزشکی که موسیقی راک می‌نوازد، بود. هدف مشترک آن‌ها ادغام صدای سنتی ماریمبا با موسیقی هوی متال بود.

هرناندز کوردون درباره فیلمبرداری این اثر در گواتمالا گفت: «این کشور کوچکی است که قانون یا مؤسسه سینمایی ندارد و بنابراین هیچ حمایتی دولتی وجود ندارد و تقریباً فیلم‌ها با ابتکارات فردی تولید می‌شوند. کارگردانان فیلم‌های خود را می‌سازند و با حمایت دوستان، با دوربین‌های حرفه‌ای اما نه دوربین فیلمبرداری، آن را تولید می‌کنند، و زمینه کشور ما را وادار می‌کند که فیلم‌هایی به سبک «چریکی» و با بودجه کم بسازیم و کمبودهای خاصی را به صورت خلاقانه حل کنیم، اما این کمبودها سبک خاصی به فیلم‌هایی که می‌سازیم می‌بخشد. این به معنای سینمای فقیر نیست، شاید مینیمالیستی باشد.» این فیلم جایزه Guerrero را برای بهترین فیلم بلند مکزیکی در جشنواره بین‌المللی فیلم مورلیا و جایزه بزرگ را در Rencontres Cinémas d’Amérique Latine de Toulouse دریافت کرد.

«پولوو» (۲۰۱۲)، درباره زوجی مستندساز که وظیفه دارند داستان زنانی را روایت کنند که هنوز در جستجوی همسران یا پدران گمشده خود در طول جنگ داخلی طولانی که گواتمالا را بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۶ ویران کرد، هستند، نامزد دریافت جایزه پلنگ طلایی در جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو شد. در همان سال، «حتی خورشید هم لکه‌هایی دارد» (Hasta el Sol Tiene Manchas) منتشر شد. به گفته هرناندز کوردون، این فیلم «بازیگوشانه و تجربی بود و معیارهای فیلم‌های کم‌هزینه را برآورده می‌کرد»، زیرا بودجه محدود به فیلمساز «آزادی خلاقانه» می‌دهد. این فیلم دو شخصیت را به تصویر می‌کشد: پسری با ناتوانی ذهنی که رأی دادن به یک نامزد ریاست جمهوری را ترویج می‌کند و به آن‌ها قول می‌دهد که اگر به او رأی دهند، کشورشان برای اولین بار به جام جهانی صعود خواهد کرد، و یک هنرمند گرافیتی که نارضایتی خود را نشان می‌دهد. این فیلم عمداً دارای «بازی‌های بسیار بد و تخت» بود، زیرا نقدی بر سرخوردگی‌های اجتماعی-سیاسی در گواتمالا بود.

«قول می‌دهم هرج و مرج» در سال ۲۰۱۵ در شصت و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم لوکارنو به نمایش درآمد، جایی که تنها فیلم لاتین بود که برای جایزه پلنگ طلایی رقابت می‌کرد و همچنین در بخش سینمای معاصر جهان در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۲۰۱۵ به نمایش درآمد. پس از نمایش در سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مورلیا، این فیلم جایزه Guerrero را برای بهترین فیلم بلند مکزیکی و تقدیر ویژه هیئت داوران را دریافت کرد. «قول می‌دهم هرج و مرج» با بازی دیگو کالوا هرناندز و ادواردو الیسئو مارتینز در نقش دو دوست و معشوق قدیمی، پس از یک کسب و کار ناموفق توسط مادر یکی از آن‌ها از هم جدا می‌شوند و هرناندز کوردون برای این اثر نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی در پنجاه و هشتمین دوره جوایز آریل در مکزیک شد.

هرناندز کوردون از نوعی فیلمسازی بسیار شخصی دفاع کرده و معمولاً از بازیگران غیرحرفه‌ای، اغلب همسایگان جامعه محلی خود، استفاده می‌کند. او درباره رویکرد خود برای فیلم «قول می‌دهم هرج و مرج» گفت: «قصد من این بود که کمی با ژانر فیلم نوآر بازی کنم، آن را بردارم، از عناصری که به فیلموگرافی من نزدیک‌تر است استفاده کنم، عناصر مستند و داستانی را با هم ترکیب کنم، از بازیگران غیرحرفه‌ای و فضایی بسیار طبیعی استفاده کنم. من معمولاً بدون فیلمنامه فیلمبرداری می‌کنم، اما با این فیلم قصد داشتم به متن پایبندتر باشم. کاملاً این کار را نکردم. شور و نشاط بازیگران مرا تحت تأثیر قرار داد. بسیاری از صحنه‌ها و دیالوگ‌ها در لحظه شکل گرفتند. من به افرادی نیاز داشتم که بتوانند اسکیت سواری کنند، من علاقه‌مند بودم که مستند کنم چگونه گروهی از مردم با حرکت بر روی سیمان صدایی خاص، نویزی شبیه به هنگام سمباده کشیدن کف ایجاد می‌کنند. افرادی که بدون اجازه شهر را تصاحب می‌کنند و به آرامی آن را تغییر می‌دهند. برای من این فیلم درباره خون‌آشام‌های روز بدون قدرت است. از سوی دیگر، داستانی است که از برادرم الهام گرفته شده، از معصومیتی که در جوانی داری و بدون دلیل ادای جنایتکاران را در می‌آوری. در نهایت، در این داستان می‌خواستم مردمی را که بدون دلیل ناپدید می‌شوند، در آغوش بگیرم.» — خولیو هرناندز کوردون

فیلموگرافی

فیلم‌های بلند

  • گاسولینا (۲۰۰۸)
  • پولوو (۲۰۱۲)
  • قول می‌دهم هرج و مرج (۲۰۱۵)
  • آتراس های رلاپگوس (۲۰۱۷)
  • مرا یک اسلحه بخر (۲۰۱۸)

مستندها

  • ماریمباهای جهنم (۲۰۱۰)
  • حتی خورشید هم لکه‌هایی دارد (۲۰۱۲)

فیلم‌های کوتاه

  • کیلومتر ۳۱ (۲۰۰۳)

جمع‌بندی

خولیو هرناندز کوردون با رویکردی متمایز و تلفیق عناصر مستند و داستانی، توانسته آثاری عمیق و تأثیرگذار خلق کند. او با بهره‌گیری از بازیگران غیرحرفه‌ای و نگاهی واقع‌گرایانه به جامعه، سینمایی را به تصویر می‌کشد که بازتابی از دغدغه‌ها و واقعیت‌های زندگی است.