هیون سونگ شین کیست؟
هیون سونگ شین، اقتصاددان و نظریهپرداز مالی اهل کره جنوبی است که تمرکز اصلی پژوهشهایش بر بازیهای جهانی (Global Games) میباشد. او از ۱ مه ۲۰۱۴ تاکنون، مشاور اقتصادی و رئیس بخش پژوهشهای بانک تسویه بینالمللی (BIS) را بر عهده دارد. پیش از این، از سال ۲۰۰۶ استاد کرسی هیوز-راجرز در دانشگاه پرینستون بود؛ هرچند در دسامبر ۲۰۰۹ مرخصی گرفت تا به لی میونگباک، رئیسجمهور وقت کره جنوبی، در امور اقتصاد بینالملل مشاورت دهد و دستاندازهای اجندای نشست سران G20 سئول در نوامبر ۲۰۱۰ را هموار سازد.
تحصیلات و مسیر شغلی
شین در سال ۱۹۸۵ مدرک کارشناسی خود را در رشته فلسفه، سیاست و اقتصاد از کالج مگدالن دانشگاه آکسفورد اخذ کرد. سپس در سال ۱۹۸۷ موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد و در سال ۱۹۸۸ دکتری اقتصاد از کالج نوفیلد آکسفورد شد.
او فعالیت آکادمیک خود را در سال ۱۹۸۸ بهعنوان پژوهشگر و در سال ۱۹۹۰ بهعنوان مدرس در کالج مگدالن آکسفورد آغاز کرد. در سال ۱۹۹۴ به دانشگاه ساوتهمپتون پیوست و به مقام استادی اقتصاد رسید. شین در سال ۱۹۹۶ به آکسفورد بازگشت و بهعنوان مدرس دانشگاهی و پژوهشار در کالج نوفیلد مشغول به کار شد. در سال ۲۰۰۰، استاد مالی در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) شد و سرانجام در سال ۲۰۰۶ به دانشگاه پرینستون رفت.
علاوه بر سمتهای دانشگاهی، شین در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ مشاور بانک انگلستان بود. از سال ۲۰۰۷ نیز عضو میز مشورتی مالی بانک فدرال رزرو نیویورک و عضو پنل انجمن سیاست پولی آمریکا است. او از سال ۱۹۹۸ پژوهشگر مرکز تحقیقات سیاست اقتصادی اروپا (CEPR) بوده و از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ ریاست هیئت تحریریه مجله Review of Economic Studies را بر عهده داشت.
شین با ایزابل شنابل همکاری کرد و ورشکستگی لیمان برادرز را با ورشکستگی لندرت پیتر دو نفویل در سال ۱۷۶۳ مقایسه نمود. او در سال ۲۰۰۴ بهعنوان عضو انجمن اقتصادسنجی و انجمن اقتصادی اروپا، و در سال ۲۰۰۵ بهعنوان عضو آکادمی بریتانیا انتخاب شد. در سال ۲۰۰۹ نیز موفق به دریافت جایزه اقتصاد آر. کی. چو گردید.
در دسامبر ۲۰۰۹، شین بهعنوان مشاور ارشد رئیسجمهور در امور مالی بینالملل منصوب شد. او نقشی کلیدی در تدوین سیاستهای کلاننگر کره جنوبی ایفا کرد و با توسعه دستور کار ریاست کره بر G20، به برگزاری موفقیتآمیز نشست سران سئول در نوامبر ۲۰۱۰ کمک شایانی نمود. در سپتامبر ۲۰۱۳، بانک تسویه بینالمللی مستقر در بازل سوئیس اعلام کرد که شین از مه ۲۰۱۴ یک دوره پنجساله را بهعنوان مشاور اقتصادی و رئیس پژوهشها آغاز خواهد کرد و در این سمت، عضو کمیته اجرایی BIS نیز خواهد بود.
مشارکتهای پژوهشی
بازیهای هماهنگ جهانی، زیرشاخهای از نظریه بازیهاست که در سال ۱۹۹۸ با انتشار مقالهای از شین و استفان موریس شتاب گرفت. آنها در این مقاله، مدلی سبکسازیشده از بحرانهای ارزی ارائه دادند که در آن معاملهگران، متغیرهای بنیادین را با نویزهای اندک مشاهده میکنند. این پژوهش نشان داد که چنین شرایطی منجر به انتخاب یک تعادل منحصربهفرد میشود؛ نتیجهای که در تضاد آشکار با مدلهای اطلاعات کامل و دارای تعادلهای متعدد است.
شین در سال ۲۰۱۱ در دومین مسابقه مقالهنویسی فایننشال تایمز (با حمایت مرکز بینالمللی مقررات مالی) برنده شد. او درباره چگونگی افزایش ثبات مالی توسط اقتصادهای بزرگ G20 با استفاده از مقررات کلاننگری که «در برابر چرخه اعتباری مقاومت میکند»، نوشت و از نمونههای بریتانیا، کره جنوبی و آمریکا بهره برد. شین بهطور خاص «مالیات جهانی بر بدهیهای غیرهستهای بانکی را بهعنوان بهترین راه برای تخلیه حبابها» پیشنهاد داد.
به باور شین، «مؤسسات مالی با افزایش قیمت داراییها، سیستماتیک ریسک بیشتری میپذیرند»؛ از اینرو، آسیبپذیری سیستم مالی با شاخصهای قیمتی نظیر اختلاف اعتباری یا نوسانات سنجیده نمیشود. در عوض، تحلیلگران باید بر کمیتهایی چون حجم داراییهای ترازنامهای واسطهها و عدم تطابق نقدینگی و سررسید میان داراییها و بدهیهای تأمینکننده آنها تمرکز کنند.
ریسک و نقدینگی
شین برای کتاب خود در سال ۲۰۱۰ با عنوان ریسک و نقدینگی شناخته میشود. این کتاب با نقلقولی از یک مدیر ریسک ناشناس آغاز میشود: «ارزش افزوده مدیریت ریسکِ خوب این است که میتوانید ریسک بیشتری بپذیرید». شین با استناد به این جمله، استدلال میکند که ریسک مالی درونزاست و برای توضیح آن، تشبیهی به پل هزاره لندن میزند؛ پلی که بیثباتی آن نیز درونزا بود. هنگامی که پل به یک سو کج شد، همه افراد برای جلوگیری از افتادن، همزمان جای پای خود را اصلاح کردند و این امر، نوسانی هماهنگ ایجاد نمود.
طوفان کاهش تدریجی
مارتین ولف، نظریه شین را برای واکنش شدید و بیشازحد جهانی (که «طوفان کاهش تدریجی» یا Taper Tantrum نامیده میشود) به اشارۀ بن برنانکی، رئیس فدرال رزرو آمریکا، درباره احتمال کاهش تدریجی تسهیلکمی در مه ۲۰۱۳ توضیح میدهد. شین این نظریه را در دسامبر ۲۰۱۳ در کنفرانسی درباره آسیا در بانک فدرال رزرو سانفرانسیسکو ارائه کرد. به گفته او، این پدیده ناشی از رشد تقاضا برای اوراق قرضه بخش خصوصی در اقتصادهای نوظهور و نقدینگی مازاد جهانیِ حاصل از آن بود.