مقدمه
هری وایلد جونز، معمار آمریکایی مستقر در مینیاپولیس، در ۹ ژوئن ۱۸۵۹ به دنیا آمد و در ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۵ درگذشت. او دو سال پیش از آغاز جنگ داخلی آمریکا متولد شد و بهعنوان دوازدهمین نسل از خانوادهای نیوانگلندی، در اواخر قرن نوزدهم جای خود را در صحنه معماری آمریکا پیدا کرد.
زندگی ۷۶ ساله جونز با دورانی از تاریخ آمریکا همزمان بود که با روحیه پرشور، جسور و چندبعدی او هماهنگی داشت. او معمار چیرهدستی بود که از پس زبانهای مختلف طراحی برمیآمد و کارنامهای متنوع از سبکهای نئوکلاسیک تا التقاطی از خود به جای گذاشت. از همین رو، بسیاری او را یکی از کسانی میدانند که سبک شینگل را به مینیاپولیس معرفی کرد؛ سبکی که با پوشش چوبی نما و بام، حسی طبیعی، گرم و یکپارچه به ساختمان میبخشد.
دوران کودکی و ریشههای خانوادگی
جونز در شولکرفت، میشیگان، در خانوادهای مذهبی به دنیا آمد. پدرش، هاوارد مالکوم جونز، کشیش یک جماعت کوچک باپتیست بود و مادرش مری وایت اسمیت نام داشت. هری تنها فرزند این خانواده بود و نام میانی او، وایلد، به یاد ربکا وایلد، از خویشاوندان دور خانواده، انتخاب شد؛ زنی که پس از مرگ مادر هاوارد مالکوم جونز، در کودکی از او مراقبت کرده بود.
خاندانهای جونز و اسمیت ریشههای نیوانگلندی خود را تا نخستین مهاجران اروپایی ساکن در کرانه شرقی آمریکا دنبال میکردند. خاندان جونز از نوادگان مستقیم مسافران کشتی میفلور، از جمله ویلیام برادفورد، جان آلدن و پریسیلا مالینز، به شمار میرفت. خویشاوندان اسمیت نیز چند سال بعد، در جریان مهاجرت بزرگ انگلیسیها به آمریکای شمالی، وارد قاره شدند.
بهدلیل تغییر مکرر محل خدمت پدر، هری تا دهسالگی در میشیگان، ویسکانسین، مین و نیویورک زندگی کرد. خانواده سرانجام در شهر ساحلی بریستول، رود آیلند، ساکن شد؛ جایی که هری دوران کودکی خود را بهعنوان تنها فرزندِ تنها کشیش باپتیست شهر گذراند.
آموزش متوسطه جونز با هدف ورود به دانشگاه براون در پراویدنس برنامهریزی شده بود؛ دانشگاهی که پیوندی خانوادگی با خاندان او داشت. براون نهتنها دانشگاه پدرش بود، بلکه با کمک نیای دور او، کشیش حزقیال اسمیت، نیز بنیان نهاده شده بود. اسمیت که از هواداران آزادی مذهبی در رود آیلند به شمار میرفت، در دوران انقلاب آمریکا بهعنوان کشیش همراه ژنرال جرج واشنگتن خدمت کرد.
دانشگاه براون در آن زمان ریشهای عمیقاً مذهبی داشت و تمرکز اصلی آن بر آمادهسازی دانشجویان پسر برای زندگی در حوزه روحانیت بود. بنابراین، جونز برای نشان دادن علاقه خود به معماری باید با انتظارات خانوادگی و سنتهای مذهبی روبهرو میشد.
تحصیلات و ورود به حرفه معماری
جونز در سال ۱۸۷۸ وارد دانشگاه براون شد و دو سال در آنجا تحصیل کرد، اما رویای اصلی او معماری بود. به همین دلیل، در سال ۱۸۸۰ به مؤسسه فناوری ماساچوست، یا امآیتی، منتقل شد و در سال ۱۸۸۲ از برنامه کوتاهمدت دو ساله معماری فارغالتحصیل شد.
بلافاصله پس از فارغالتحصیلی، او در دفتر معماری هنری هابسون ریچاردسون در بوستون بهعنوان ترسیمکار استخدام شد. ریچاردسون استعداد جونز را زود تشخیص داد و ترسیمکاران دفتر او از بهترینهای آن دوره به شمار میرفتند. این تجربه، پایههای حرفهای جونز را برای ورود به دنیای معماری آمریکا تقویت کرد.
تشخیص زودهنگام ریچاردسون از توانایی جونز، مسیر حرفهای او را از یک کارآموز جوان به یکی از چهرههای شاخص معماری مینیاپولیس تغییر داد.
یک سال پس از کار در دفتر ریچاردسون، جونز همراه همسرش، برتا ژولیت تاکر، در سپتامبر ۱۸۸۳ به مینیاپولیس نقل مکان کرد. در آن زمان، او تازهواردترین و جوانترین معمار «شهر آسیابها» بود. ابتدا برای معماران جیمز سی. پلنت و ویلیام چنینگ ویتنی کار کرد و پس از انحلال همکاری آنها، برای شش ماه به اروپا رفت تا معماری را مطالعه کند. سپس در سال ۱۸۸۵ دفتر مستقل خود را در مینیاپولیس بنیان گذاشت.
دفتر کار و شکوفایی حرفهای
جونز دفتر خود را در ساختمان نوساز لامبر اکسچنج در مرکز مینیاپولیس برپا کرد و از سال ۱۸۸۶ تا ۱۹۲۱ در همانجا فعالیت داشت. سفارشهای او طیف گستردهای از بناهای تجاری، مسکونی و کلیسایی را دربرمیگرفت.
در فهرست کارفرمایان جونز نامهایی چون امری میپس، بنیانگذار شرکت کریم آو ویت، ویل سواج که نامش با اسب مسابقه مشهور دن پچ گره خورده بود، جورج ای. هورمل، غول صنعت بستهبندی گوشت، و نیکوکار تی. بی. واکر دیده میشود. این تنوع کارفرمایان نشان میدهد که جونز توانسته بود اعتماد طیف وسیعی از جامعه تجاری، مذهبی و فرهنگی شهر را جلب کند.
سبک شینگل و تنوع طراحی
در دوران کار نزد ریچاردسون، جونز با سبک شینگل آشنا شد؛ سبکی که در آن زمان بهواسطه آثار و نفوذ ریچاردسون در کرانه شرقی آمریکا محبوبیت زیادی پیدا کرده بود. جونز پس از ورود به مینیاپولیس، این زبان معماری را به شهر آورد و در آثار خود به کار گرفت.
یکی از نمونههای تحسینشده او، باشگاه قایقرانی مینیتونکا بود که میان سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۴۳ پابرجا بود. خط بامهای چندسطحی آن به بادبانهای برآمده روی آب تشبیه میشد و همین ویژگی، به ساختمان جلوهای سبک، پویا و دریایی میداد.
همکاران جونز، او را نه فقط بهخاطر انعطاف در سبک، بلکه بهدلیل درک قوی از مهندسی سازه نیز تحسین میکردند. در آثار او، نگاه هنرمندانه و ذهن مهندسی کنار هم قرار میگرفت؛ ترکیبی که به او امکان میداد از بناهای تفریحی پارکها تا خانههای چوبی هشتضلعی و کلیساهای ساده را با تسلط طراحی کند.
آثار ماندگار در مینهسوتا
از میان بیش از ۴۰۰ سازهای که هری وایلد جونز طراحی کرد، چند اثر در مینهسوتا بیش از همه در یادها ماندهاند:
- پاویون دوم دریاچه هریت، ساختهشده میان ۱۸۹۱ تا ۱۹۰۳، با فرمی الهامگرفته از پاگوداهای چوبی چین و پوششی از شینگل.
- انبار باتلر برادرز، ساختهشده در ۱۹۰۸، تودهای باشکوه از آجر شرابیرنگ که قدرت تجاری مینیاپولیس را در آستانه قرن بیستم نشان میداد.
- کلیسای یادبود گورستان لیکوود، ساختهشده در ۱۹۱۰، نمونهای ظریف از هنر موزاییک بیزانسی و اثری که در سال ۱۹۸۳ در فهرست ملی اماکن تاریخی آمریکا ثبت شد.
- بانک نورثفیلد، ساختهشده در ۱۹۱۰، با سازه بامی که مانند پرههای اطراف یک گنبد طراحی شده بود؛ طرحی که خود جونز آن را بیهمتای کشور میدانست.
- برج آبی واشبورن پارک، ساختهشده در ۱۹۳۲، که کاربرد شهری را با شکوه هنری ترکیب میکرد و با شوالیههای قرون وسطایی و عقابهای بزرگ تزئین شده بود.
از مینهسوتا تا آسیا
اعتماد جونز به مهارتهای معماریاش محدود به غرب میانه نبود. او در سراسر ایالات متحده و حتی در مکانهایی دور مانند هاوایی، چین و برمه پروژه پذیرفت. سفر دریایی جهانی او در سال ۱۹۰۷، پس از یک تصادف رانندگی نزدیک به مرگ که به شکستگی جمجمه انجامید، با هدف بهبودی آغاز شد؛ اما به فرصتی برای گسترش فعالیت حرفهای او تبدیل شد.
جونز بخش عمده این سفر را همراه پسرعموها و دخترعموهای مبلغ مذهبیاش در برمه گذراند. همین آشناییها بعدها به سفارشهایی برای یک جماعت دو هزارنفره در مولمین، خوابگاه و نیایشگاه یک مدرسه پسرانه، نیایشگاه یک کالج در شانگهای و یک بنای مأموریتی در کانتون انجامید.
آموزش، پارکها و مسئولیت اجتماعی
جونز علاوه بر دفتر خصوصیاش، در سال ۱۸۹۰، در یکی از شلوغترین دورههای حرفهای خود، برنامه درسی معماری دانشگاه مینهسوتا را بازسازی کرد. پس از معرفی درسهای تازه، او به نخستین استاد دارای آموزش رسمی معماری در آن دانشکده تبدیل شد و به رشد رشته طراحی سازه در غرب میانه کمک کرد.
در همان سالها، بهعنوان عضو منتخب هیئت پارکهای مینیاپولیس نیز فعالیت میکرد و دوازده سال در این سمت ماند. جونز که به طبیعت و فضای باز علاقهای آشکار داشت، بر طبیعینگهداشتن مناظر و حفظ زیبایی شهر آسیابها تأکید میکرد.
او از دوچرخهسواران نیز حمایت میکرد و حتی در سال ۱۸۸۷ برای برگزاری یک مسابقه دوچرخهسواری در شهر درخواست داد. علاوه بر وظایف مدنی، جونز میان سالهای ۱۸۸۹ تا ۱۹۳۰ سیزده بنای تفریحی را برای پارکهای مینیاپولیس طراحی کرد.
سالهای پایانی و زندگی شخصی
با آغاز رکود بزرگ در سال ۱۹۲۹، جونز با اینکه از سن بازنشستگی گذشته بود، همچنان به دنبال سفارش بود تا درآمد خانوادهاش را تأمین کند. در سال ۱۹۳۲، یکی از آخرین طرحهای مینیاپولیس او را آغاز کرد: برج آبی محله واشبورن پارک. این برج هنوز پابرجاست و بهعنوان یکی از نشانههای شهری مینیاپولیس، در سال ۱۹۸۳ در فهرست ملی اماکن تاریخی ثبت شد.
هری وایلد جونز در ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ با برتا ژولیت تاکر ازدواج کرد. مراسم در کلیسای باپتیست اول بوستون، که اثری از هنری هابسون ریچاردسون بود، برگزار شد و پدر عروس، کشیش هاوارد مالکوم جونز، آن را اداره کرد. آنها سه فرزند داشتند: هاوارد مالکوم، مری وایت اسمیت و آرتور لئو. جونز در ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۵ در خانهاش، الموود، در محله واشبورن پارک مینیاپولیس درگذشت و در گورستان لیکوود به خاک سپرده شد.
گزیده آثار و سازهها
- کتابخانه عمومی پیلزبری، وارنر، نیوهمپشایر، ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۱
- خانه جیمز باربر، اُو کلر، ویسکانسین
- شرکت باتلر برادرز، مینیاپولیس
- معبد اسکاتیش رایت مینیاپولیس
- شهرداری فاریبولت، مینهسوتا
- کلیسای باپتیست اول، اوسیولا، ویسکانسین
- مرکز هنر رد راک، فیرمونت، مینهسوتا
- کلیسای پرسبیتری اول استیل، داکوتای شمالی
- خانه هری دابلیو. جونز، مینیاپولیس
- کلیسای یادبود گورستان لیکوود، مینیاپولیس
- کلیسای لوتری مسایا، مینیاپولیس
- خانه خانم پرستون بی. پلام، امپوریا، کانزاس
- خانه هوتالینگ، مینیاپولیس
- خانههای شهری و آپارتمانهای سوینفورد، مینیاپولیس
- خانه آقای پل هندرسون
- سرپناه پیکنیک بیردز پلیزانس در کنار دریاچه هریت، مینیاپولیس
منابع و مطالعه بیشتر
برای پژوهش بیشتر درباره هری وایلد جونز، آرشیو معماری شمال غربی دانشگاه مینهسوتا، موزه تاریخ هنپین و آثار لری میلت درباره شهرهای دوقلو از منابع مهم به شمار میآیند.