قصد خیریهساز چیست؟
در حوزه نیکوکاری، «قصد خیریهساز» (Donor Intent) به هدفی اشاره دارد که یک نیکوکار برای هدیه یا وصیت خیریه خود در نظر دارد؛ هدفی که گاهی به صورت علنی نیز بیان میشود. این نیت غالباً در قالب محدودیتها، شرایط یا توافقات میان اهداکننده و گیرنده بیان میشود، اما ممکن است به شکل جداگانهای در سخنان، اعمال، باورها و رویههای اهدای نیکوکار نیز تجلی یابد. در حقوق آمریکا، نیت اهداکننده در قوانین مربوط به تراستهای خیریه محافظت میشود و تعهد اولیه امینان، اجرای خواستههای خیریهساز است.
گاهی میان وفاداری به نیت اهداکننده و انطباق کمکمالی (Grant Compliance) تفاوت قائل میشوند؛ اصطلاح اول به اقدامات نهاد تخصیصدهنده و دومی به اقدامات دریافتکننده اشاره دارد. با این حال، عبارت «قصد خیریهساز» عموماً برای اشاره به هر دو مفهوم، یعنی اصول راهنمای نهاد تخصیصدهنده و اهداف هدیه خاص، به کار میرود.
تاکنون بحثها و دعاوی حقوقی فراوانی پیرامون نیت خیریهساز در بنیادهای خصوصی، دانشگاهها و سازمانهای هنری رخ داده است.
استدلالهای موافقان
موافقان، وفاداری به نیت اهداکننده را یک تعهد اخلاقی میان بخشنده و دریافتکننده میدانند. مدافعان این دیدگاه استدلال میکنند که از منظر اخلاقی، امینان و دریافتکنندگان باید دقیقاً همان کاری را انجام دهند که صراحتاً یا ضمناً با خیریهساز اولیه توافق کردهاند:
«وقتی نیت اهداکننده نادیده گرفته میشود، بهویژه اگر این تخلف فاحش باشد، اعتماد بنیادینی را که تمام اهداهای خیریه بر آن استوار است، متزلزل میکند.»
بنابراین، پایبندی به این نیت برای تضمین اهداهای خیریه در آینده نیز ضروری است. اگر خیرین آینده ببینند که امینان، دریافتکنندگان یا سیاستگذاران به نیت تصریحشده احترام نمیگذارند، ممکن است تمایلی به اختصاص دارایی خود به کارهای خیر نداشته باشند. پیتر فرامکین نوشته است:
«به عنوان ابزاری برای تشویق اهدای آینده، محافظت از نیت خیریهساز ضروری است تا به نیکوکاران آینده اطمینان لازم را برای سپردن ثروتشان به دیگران جهت مدیریت بدهد.»کارل شِرام، رئیس سابق بنیاد یوینگ ماریون کافمن نیز در این باره گفته است: «اگر این نیت را به رسمیت نشناسیم، افراد ثروتمند را از تأسیس بنیاد در آینده دلسرد میکنیم.»
دادههای نظرسنجی از آمریکاییها نشان میدهد که جامعه به نیت اهداکننده و انطباق کمکمالی اهمیت میدهد. در نظرسنجی زاگبی، وقتی از افراد پرسیده شد که اگر خیریهای درخواست استفاده از کمک قبلی را برای هدفی خاص نادیده بگیرد، چه میکنند، ۵۳ درصد گفتند «قطعاً کمک کردن را متوقف میکنند» و ۷۸/۲۵ درصد نیز «احتمالاً کمک را متوقف میکنند». وقتی نظرسنجان پرسیدند: «احترام به خواستههای اهداکننده برای حکمرانی اخلاقی سازمانهای غیرانتفاعی چقدر اهمیت دارد؟»، ۹/۸۲ درصد آن را «بسیار مهم» و ۶/۱۴ درصد را «تا حدودی مهم» دانستند.
در نهایت، احترام به نیت خیریهساز برای حفظ تکثرگرایی در جامعه مدنی ضروری دانسته میشود: فرامکین معتقد است
«کسانی که ایده نیت اهداکننده را جدی میگیرند، باور دارند که تنها با محافظت از ایدههای خاص و گاه عجیب خیرین است که نیکوکاری میتواند نوآوری کند و ایدههایی را دنبال کند که از زمان خود جلوتر یا عقبتر هستند.»
استدلالهای مخالفان
بسیاری از استدلالهای مخالف، علیه پایبندی به نیت خیریهساز به صورت دائمی (Perpetuity) مطرح میشوند. این استدلالها دستکم به قرن هجدهم و ژاک تورگو، اقتصاددان فرانسوی بازمیگردد:
«هیچ اثر انسانی برای جاودانگی ساخته نشده است؛ و از آنجا که بنیادها، که همواره توسط غرور فزوده میشوند، در درازمدت اگر مانعی نداشته باشند، تمام سرمایهها و املاک خصوصی را جذب میکنند، در نهایت کاملاً ضروری است که آنها را نابود کرد.»
جولیوس روزنوالد (۱۹۳۲-۱۸۶۲) اگرچه با اصل نیت اهداکننده مخالف نبود، اما بر خلاف تأسیس دائمی صندوقهای خیریه بود و معتقد بود بیانیههای محدودکننده نیت خیریهساز باید با تغییر شرایط جایگزین شوند:
«من از صندوقی شنیدم که در هر وعده غذایی برای هر زن جوان در برین مار یک سیبزمینی پخته در نظر گرفته است، و صندوق دیگری که متعلق به یکی از خانوادههای بزرگ است و نان نصفهای را هر روز درب دانشگاه آکسفورد قرار میدهد... فهرست این هدایای دقیق که کارایی خود را از دست دادهاند، میتواند به چندین جلد کتاب تبدیل شود.»
استدلال دیگر علیه نیت خیریهساز، بحث محدودیتهای قانونی یا احتیاطی بر اهداف اهداکننده است. در پرونده ایوانز در برابر ابنی، دیوان عالی رأی داد که هدیه کاملاً مشخص آگوستوس اکتاویوس بیکن، یعنی اهدای پارکی به شهر میکن جورجیا «فقط برای سفیدپوستان»، طبق قانون حقوق مدنی ۱۹۶۴ غیرقانونی است و این هدیه به ورثه بیکن بازگشت. در مواردی که نیت اهداکننده قابل تغییر باشد، دادگاهها بر اساس دکترین سای پِرِس (Cy Pres) صلاحیت تغییر آن را دارند. در نهایت، برخی منتقدان معتقدند که پایبندی به نیت خیریهساز، نابرابری اقتصادی را تثبیت میکند.
تداوم نیت خیریهساز
به دلیل تغییر شرایط، فرسایش سرمایه و فاصله امینان جانشین از خیریهساز، حفظ نیت اهداکننده برای همیشه تقریباً غیرممکن تلقی میشود. با این حال، در برخی موارد این نیت مدت کوتاهی پس از مرگ خیریهساز از دست رفته است. والدمار نیلسن استدلال کرده است که شرکت کارنگی نیویورک به سرعت روح «دموکراتیک، امیدوارکننده و سازنده» اهدای اندرو کارنگی را از دست داد:
«اینکه تنها پنج سال پس از مرگش، شرکت او به ماشین نژادپرستانه و ارتجاعی تبدیل شد تا امتیازات نخبگان قدیمی واسپ را دفاع کند و پیشرفت مهاجران و محرومان را مسدود سازد، روح و نیت او را تحریف کرد.»در اوایل دهه ۲۰۰۰، صندوق دانیلز که توسط بیل دانیلز تأسیس شده بود، از اصولی که امینان او اصول بیل میدانستند فاصله گرفت، اما این انحراف با اقدام هیئت مدیره متوقف شد.
برخی خیرین راهکارهایی را برای جلوگیری از انحراف نهادهای خیریهشان از نیت اولیه اتخاذ کردهاند.
انحلال زماندار در برابر جاودانگی
روزنوالد خیرین را از تأسیس دائمی برحذر داشت: «من با هدایای دائمی برای هر منظوری مخالفم.» برخی خیرین برای حفظ نیت خود، یا «اهدا در زمان حیات» را انتخاب کردهاند یا تاریخ یا چارچوب زمانی آیندهای را تعیین کردهاند که بنیاد باید تا آن زمان داراییهایش را خرج کند؛ رویکردی که «غروب بنیاد» (Sunsetting) نامیده میشود. چاک فینی بنیاد آتلانتیک فیلانتروپیز را تأسیس کرد که برنامهریزی شد تا سال ۲۰۱۷ داراییهایش را مصرف کند. در سال ۱۹۷۵، با الهام از بحثهای پیرامون نیت خیریهساز در بنیاد فورد، جان ام. اولین برنامههایی را برای تخلیه داراییهای بنیاد خود تا سال ۲۰۰۵ تدوین کرد. اولین معتقد بود سرمایهداری اساس رفاه است و میخواست تفکر سیاسی و حقوقی محافظهکارانه را ترویج دهد. جفری کین نوشته است: «بنیاد اولین تصمیم آگاهانهای گرفت که تأثیر عمیقی بر زمانه خود بگذارد، نه تأثیری سبکتر که به سالهای آینده کشیده شود.»
بیانیههای مأموریت
کارنگی مأموریت شرکت کارنگی را مبهم و باز گذاشت و به جانشینانش دستور داد «ترویج پیشرفت و انتشار دانش و درک» را دنبال کنند، اما «اختیار کامل تغییر سیاستها یا اهدافی که تاکنون کمک شدهاند، هر زمان که در نظرشان ضروری یا مطلوب باشد» را نیز به آنها داد. او افزود: «آنها با استفاده از قضاوت خود، بهترین تطابق را با خواستههای من ایجاد میکنند.» جان دی. مکآرتور در زمان تأسیس بنیاد مکآرتور به وکیلش گفته بود: «من [پول] را درمیآورم. اما شما آدمها، بعد از مرگم، باید یاد بگیرید چطور آن را خرج کنید.»
برخی خیرین بسیار محتاطتر عمل میکنند. جیمز بی. دوک درصد پرداختهای سالانه را برای دستههای مختلف اهدای بنیاد دوک مشخص کرد که حتی شامل فرمولی برای جبرانیسازی بیمارستانهای خیریه نیز میشد. امروزه، برخی خیرین اسناد دقیقی را برای تکمیل بیانیههای رسمی مأموریت به جای میگذارند که شامل بازتاب اصولشان، ویدیوها و سوابق اهدای شخصی آنهاست.
امینان و کارکنان
اغلب، خیرین اعضای خانواده، همکاران تجاری شخصی، وکیلان یا رهبران سازمانهای غیرانتفاعی را برای خدمت در هیئت مدیره خود انتخاب میکنند. صندوق دانیلز از امینان میخواهد بیانیهای را امضا کنند مبنی بر اینکه نیت بیل دانیلز را درک کرده و در تصمیمگیریهایشان به نمایندگی از بنیاد به آن احترام میگذارند. بنیاد تأسیسشده توسط لوید نوبل، امینان کارآموز را برای همراهی با هیئت مدیره واقعی استخدام میکند؛ برخی از آنها در آینده به عضویت هیئت مدیره درمیآیند. در جلسات هیئت مدیره بنیاد دوک، سند اصلی تراست جیمز بی. دوک به صورت بلند خوانده میشود تا نیت او تقویت شود. بنیاد جان تِمپلتون شرطی برای انجام دورهای «حسابرسی نیت اهداکننده» دارد تا مطمئن شود مقاماتش از اهداف جان تمپلتون پیروی میکنند.