جامه سیاه فیلمی تاریخی و درام به کارگردانی بروس برسفورد است که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام از برایان مور ساخته شده و داستان یک مبلغ مذهبی کاتولیک به نام پدر لافورگ را در قرن هفدهم میلادی روایت میکند.
پدر لافورگ مأموریت دارد تا در سرزمینهای نوول فرانسه (کانادای امروزی) یک مأموریت مذهبی تأسیس کند. برای رسیدن به این هدف، او باید سفری ۱۵۰۰ مایلی را در دل جنگلهای انبوه و دریاچههای یخزده با کمک گروهی از بومیان آلگونکین طی کند. این سفر نه تنها با خطرات طبیعی، بلکه با تهدیدات قبایل رقیب نیز همراه است.
بازیگران و تولید
در این فیلم لوتایر بلوتو در نقش اصلی ظاهر شده و بازیگرانی همچون آدن یانگ، سند رین هالت، تانتو کاردینال و آگوست شلنبرگ او را همراهی میکنند. جامه سیاه اولین همکاری رسمی بین یک تیم فیلمسازی کانادایی و استرالیایی بود و بیشتر صحنههای آن در استان کبک کانادا فیلمبرداری شد.
داستان فیلم
داستان در سال ۱۶۳۴ و در دوران جنگهای مشهور به «جنگهای گوزن» رخ میدهد. پدر لافورگ به همراه دستیار غیرمذهبی خود، دنیل، و گروهی از بومیان آلگونکین به رهبری چومینا، سفر خود را آغاز میکنند. در طول مسیر، رابطه عاشقانهای بین دنیل و آنوکا، دختر چومینا، شکل میگیرد که باعث تنش در گروه میشود.
گروه با قبیله مونتانی Encounter میکنند که پیش از این هیچ تماسی با اروپاییها نداشتهاند. شامان این قبیله، مستی گویت، به پدر لافورگ مشکوک شده و او را متهم به شیطانصفت بودن میکند. این اتهام باعث میشود چومینا و گروهی از آلگونکینها، لافورگ و دنیل را رها کرده و به سمت پناهگاهی زمستانی حرکت کنند.
نتیجه سفر
دنیل که مصمم به ماندن با آنوکاست، به دنبال گروه میرود. در این میان، حمله قبیله موهاک به گروه، منجر به کشته شدن بسیاری از آلگونکینها از جمله همسر چومینا میشود. اسیران به دژ موهاک برده شده و تحت شکنجه قرار میگیرند. آنوکا با فریب نگهبان، امکان فرار را برای گروه فراهم میکند، اما چومینا که به شدت مجروح شده، در برفها جان میسپارد.
در نهایت، پدر لافورگ به روستای هورن میرسد و با صحنههای تکاندهندهای از مرگ ساکنان فرانسوی مواجه میشود. او با پذیرش درخواست رهبران هورن برای غسل تعمید، سعی در نجات آنها از بیماری و مرگ میکند. فیلم با طلوع خورشید طلایی و متنی که سرنوشت تلخ هورنها را پس از ۱۵ سال روایت میکند، به پایان میرسد.