1 مقاله
در این رمان، دکتر یازدهم سه کودک را از یک سفینه فضایی نجات میدهد که والدینشان ترجیح دادهاند خودکشی کنند تا به دست دیلکها بیفتند. پس از بازگرداندن کودکان به سیارهشان، دکتر با واقعیت شگفتانگیزی روبرو میشود: بشر دیلکها را منجی خود میداند، بیآنکه خاطره جنایات گذشتهشان را به یاد داشته باشد. دیلکها با نجات میلیاردها انسان از فقر در بحران اقتصادی کهکشانی، آنها را در سیارههای بنیادین اسکان دادهاند. دکتر در حالی که کودکان یکییکی از او گرفته میشوند و نمیتواند کسی را از ماهیت واقعی دیلکها آگاه کند، با توطئهای بزرگ روبرو میشود: دیلکها قصد استفاده از یک دستگاه باستانی و قدرتمند بیگانه را دارند.